آریا بانو

آخرين مطالب

گفت‌و‌گوی GQ با کیانو ریوز؛ افسانه‌ی فناناپذیز هالیوود فرهنگی هنری

گفت‌و‌گوی GQ با کیانو ریوز؛ افسانه‌ی فناناپذیز هالیوود

  بزرگنمايي:

آریا بانو -
با «جان ویک 3» مرموزترین ستاره هالیوود یک بار دیگر خود را به عنوان یک بازیگر اکشن واقعی و خالص به اثبات می‌رساند. اما او کیانو ریوز واقعاً کیست؟
به گزارش برترین ها، با «جان ویک 3» (John Wick) - سومین قسمت از فرانچایزی که ماه می‌آینده اکران خواهد شد- مرموزترین ستاره هالیوود یک بار دیگر خود را به عنوان یک بازیگر اکشن واقعی و خالص به اثبات می‌رساند. اما او کیانو ریوز واقعاً کیست؟ الکس پاپادماس با کیانو ریوز فناناپذیر نشسته و تلاش دارد که این مرد را از افسانه اش جدا کند.
کیانو ریوز، خیلی آرام، اینجا در لابی هتل لوکس Chateau Marmont در هالیوود، کالیفرنیا نشسته و روی یک کاناپه بسیار کم ارتفاع سیگارش را می‌کشد انگار که در ایوان خانه خود نشسته است. او از اوایل دهه 90 میلادی همیشه به اینجا می‌آید. در آن روزگار این ساختمان بسیار ساده و خلوت بود. شیر آب‌ها معمولاً خراب بوده و فرش‌ها نیز بسیار کثیف بودند. ریوز می‌گوید: «نمی خواهی کفش هایت را دربیاوری؟». به نظر می‌رسید که هر اتفاقی ممکن است بیفتد، زیرا همیشه همینطور بود.
ریوز ادامه داد: «می توانستی حرف بزنی. می‌توانستی قرار عاشقانه داشته باشی. می‌توانستی مواد مصرف کنی. می‌توانستی خوش بگذرانی. برای من، هنوز هم آن فضا اینجا وجود دارد». در واقع او مدتی به این هتل نقل مکان کرد. می‌توانستید او را همراه با کسانی مثل شارون استون در حال خش و بش یا پنهان شده در گوشه‌ای در حال بازی شطرنج با کامپیوتر یا سیگار کشیدن مداوم برای مبارزه با استرس دید که البته بسته به باور شما نسبت به آنچه که رسانه‌های زرد در مورد ریوز می‌گفتند متفاوت باشد.
اکنون او در یک خانه که فاصله زیادی با اینجا ندارد و در بخش بورلی هیلز زندگی می‌کند. او این خانه را 12 سال پیش خریده و برخی اوقات، در داخل خانه نشسته و با خود فکر می‌کند که آیا این همان خانه‌ای است که ریوز فراری در آن خواهد مرد. برای ریوز این یک دغدغه نیست، یک کنجکاوی است. اگر قرار است بمیرد بهتر است محل مردنش همین خانه در هیلز باشد: «وقتی 40 ساله بودم به این موضوع فکر نمی‌کردم».
ریوز بی صدا از عرض لابی عبور می‌کند و به شخصی که با لباس گوچی از کنار او عبور می‌کند نگاهی چپ چپ می‌اندازد. یک زن متوجه می‌شود کسی که در حال عبور از لابی است همان کیانو ریوز معروف است و ناگهان آب دهانش را قورت می‌دهد، طوری که می‌توان گفت صدایش را شنیدیم. به یک گوشه نیمه خصوصی در باغ هتل هدایت می‌شویم. صندلی‌هایی دور یک میز قهوه آینه‌ای چیده شده اند. یک صبح دوشنبه بارانی به یک بعدازظهر سرد دوشنبه‌ای تبدیل شده است. اوایل ماه فوریه است و آهنگ رپ «کیانو ریوز» (Keanu Reeves) از Logic در رتبه 15 آهنگ‌های پرفروش بیلبورد در ایالات متحده قرار دارد، خواننده‌ای که در زمان انتشار فیلم «نقطه شکست» (Point Break) در سال 1991 تنها یک سال سن داشت.
هر نسلی کیانو ریوز خاص خود را دارد با این تفاوت که کیانو ریوز هر نسلی همین کیانو ریوز است!
امروز کیانو ریوز همان ریش و سبیل منقطع و ناهمگون را دارد که همه دیده بودیم. همان مو‌های همیشگی که روی چشم هایش می‌افتد و همان پوتین‌های کوهنوردی بزرگ Merrell را که او بدون توجه به شرایط و مدت‌ها قبل از اینکه همه گیر شود به پا دارد. برای اینکه بفهمید چه سال‌های زیادی گذشته باید به خطوط خاکستری داخل ابروهایش نگاه کنید.
او اکنون 54 سال دارد و سرما خورده. صدای سرفه هایش مانند این است که کسی با ضربات مشت راه خود را به خارج از یک کیسه کاغذی خرید باز می‌کند. زیپ کاپشن پشمی اش را تا گردن بالا می‌کشد. در ادامه یکی از مستخدمان هتل یک هیتر چرخدار برای کیانو می‌آورد؛ و یک نفر دیگر نیز هیتر دیگری را در آنسوی میز قرار می‌دهد. بعد از آن است که آفتاب خود را نشان می‌دهد انگار که او نیز می‌خواهد از گرم ماندن کیانو ریوز مطمئن شود و در ادامه نور کمرنگ آن روی صورت کیانو می‌افتد. کیانو ساندویچ و کوکا کولا سفارش می‌دهد و البته سیب زمینی سرخ کرده و بدون سالاد.
در فیلم جدیدش، کیانو ریوز بار دیگر نقش جان ویک را بازی می‌کند، آدمکشی زن مرده و جنگجویی با قلب شکسته. اولین فیلم از مجموعه «جان ویک» با بودجه نسبتاً اندک 20 میلیون دلاری ساخته شد بدون اینکه انتظار زیادی از آن وجود داشته باشد و البته با همراهی چاد استاهلسکی، بدلکار قدیمی ریوز در فیلم‌های «ماتریکس» (Matrix) و دیوید لیچ که همراه با استاهلسکی کارگردانی فیلم را بر عهده داشتند. لیچ برای مدت طولانی هماهنگی و طراحی صحنه‌های بدلکاری و دستیار کارگردانی را تجربه کرده، اما تاکنون هیچ فیلم بلند سینمایی کارگردانی نکرده بود. حتی با حضور ریوز نیز قسمت اول «جان ویک» در ابتدا گمان نمی‌رفت که به فیلمی پرسروصدا تبدیل شود.

استاهلسکی می‌گوید: «یک قاتل پیر و دوران گذشته را دارید که همسرش در اثر مشکلات طبیعی فوت کرده، اما یک توله سگ برای او به جا می‌گذارد، یک خلافکار روسی توله سگ او را می‌کشد و او نیز در جواب 84 نفر را به قتل می‌رساند. فکر می‌کنید چند استودیو به این تصویر نه گفتند؟ جواب این است: همه آن ها».
استاهلسکی سال‌ها در سه فیلم «ماتریکس» نقش بدلکار ریوز را بازی می‌کرد و خوب می‌دانست که این بازیگر چه قابلیت‌هایی دارد. وی در این باره چنین می‌گوید: «هیچ کسی را نمی‌شناسم که بیشتر از او در بازی خرج کند، از لحاظ همکاری، فیزیکی و ذهنی. کسی را ندیده ام که بتوااند از ماتریکس جان سالم به در ببرد. در واقع به نوعی شخصیت متفاوت نیاز دارد. اینکه پذیرای آن باشید. بتوانید همیشه خود را خیس، زخمی، خسته، کتک خورده، برای سال ها، ببینید. اکنون به سرعت به 20 سال بعد می‌آییم و شما بدل سابقتان را در مقام کارگردان خود می‌بینید. او خوب می‌داند که شما چه قابلیت‌هایی دارید و انتظارات او دیوانه وارتر از دهه گذشته و نیمی از کارگردانانی است که تاکنون با آن‌ها کار کرده اید. می‌توانم بگویم، می‌دانم که بیشتر داری. به من دروغ نگو. بلند شو؛ و کیانو، 20 سال بعد، این را می‌پذیرد. مسئله فقط فیزیکی نیست. ذهنی است. این یک نوع خاص از استقامت ذهنی است».

دوستداران سینمای مبارزه‌ای از برداشت‌های بلند و اکشن‌های کلوزآپ قسمت اول «جان ویک» استقبال کردند که بیشتر ضد جیسون بورن و در مقیاسی کمتر ضد ماتریکس بود. ریوز، استاهلسکی و لیچ می‌خواستند مخاطبانشان به آن چیزی که آن‌ها می‌دیدند اعتماد داشته باشند، از این رو جانی را داشتند که کار‌هایی می‌کرد که کیانو نیز می‌توانست. اما یک دلیل دیگر برای ساخت این سبک از اکشن وجود داشت.
استاهلسکی با لحنی از روی خوشحالی می‌گوید: «ما هیچ انتخابی نداشتیم. پولی نداشتیم. توان مالی آن تدوین‌های پرهزینه و کار‌های عجیب و غریب با دوربین را نداشتیم. برداشت‌های بلند، تیراندازی‌ها در فضای کوچک ایده‌هایی بودند که داشتیم. اما نمی‌توانستیم از برداشت‌های بلند بگذریم. مجبور بودیم برداشت‌های بلند بگیریم، زیرا تنها یک دوربین داشتیم. اولین کسی که در صحنه نبرد کشته می‌شود همان کسی است که آخر می‌میرد. او باید بلند شود و پشت دوربین بدود و دوباره به درون صحنه بازگشته و توسط کیانو دوباره هدف قرار گیرد».
از آن زمان فیلم‌های «جان ویک» به یک فرانچایز 140 میلیون دلاری تبدیل شده اند، چیزی که هیچ کس و بخصوص کسانی که در ساخت آن مشارکت داشته اند باور نمی‌کنند. شبکه استارز در حال ساخت سریالی است که در دنیای «جان ویک» می‌گذرد و این موضوع دنیای زیرزمینی دقیق و پرجزییات داستان را برجسته می‌سازد.
ریوز می‌گوید که تقلای روانی جان ویک چیزی است که او در مورد این فیلم پر از تیراندازی و بزرگنمایی دوست دارد: «او یک معمای زیبا و تراژیک دارد، این دو شخصیت درونی. جانی که ازدواج کرده و جان ویک قاتل. جان می‌خواهد آزاد باشد. اما می‌داند که تنها راه آن از مسیر جان ویک می‌گذرد؛ و جان مدام به کشتن افراد و شکستن قوانین ادامه می‌دهد. ما شاهد شخص هستیم که برای زندگی و روح این دو شخصیت مبارزه می‌کند».
استاهلسکی در مورد قسمت سوم «جان ویک» با عنوان «جان ویک: فصل سوم- پارابلوم» (John Wick: Chapter 3—Parabellum) و عکسی که از ریوز سوار بر اسب در خیابان‌های نیویورک به رسانه‌ها درز کرد می‌گوید: «وقتی که مشغول فیلم برداری در بروکلین بودیم کسی آن عکس را گرفته و منتشر می‌کند. به نظرم کار جالبی بود. کیانو فکر می‌کرد که کار جالبی است. به نظرم استودیو از این کار رضایت نداشت. من یکی از طرفداران سرسخت سرجیو لئونه هستم به همین دلیل برایم مهم نبود و کیانو را در این فیلم سوار اسب کردم. وقتی بازیگری را دارید که می‌تواند سوار اسب شود، موتور سواری کند و صحنه‌های مبارزه انجام دهد، چرا که نه؟ فهرستی از هر توانایی که کیانو دارد تهیه کردم- نشستیم و گفتم، هر کاری که می‌توانی خیلی خوب انجام دهی را به من بگو؛ و ما همه آن‌ها را در فیلم قرار دادیم. هیچ کس سکانس اسب را نمی‌خواست. برای این یکی باید مبارزه می‌کردم. افراد فکر می‌کردند که این خیلی نامتعارف است».

کیانو ریوز همواره به عنوان شخصیتی شناخته شده که دوست دارد مانند یک فرد عادی رفتار کند اگر چه حضور صرف او یک غیرواقعی بودن محیطی ایجاد می‌کند و همین موضوع به او کمک کرده که علیرغم دهه‌ها حضور در هالیوود به عنوان یک ستاره طراز اول همچنان یک شخصیت مرموز و رازآلود باقی بماند. در مارس گذشته، چند هفته پس از این مصاحبه بود که یک هواپیمای کوچک که کیانو ریوز و چندین مسافر دیگر را از سانفرانسیسکو به بوربانک می‌برد در بیکرزفیلد مجبور به فرود اضطراری می‌شود و این بار نیز ریوز با پیوستن به دیگر مسافران در یک اتوبوس معمولی، بار دیگر در اینترنت و به خصوص اینستاگرام غوغا به پا می‌کند.
به یاد دارید که او سه گانه «ماتریکس» را به یک فرانچایز 3 میلیارد دلاری تبدیل کرد؟ او بازیگری است که ظاهر، احساس و نگاه به سینمای فیلم‌های اکشن و فرهنگ آن را تغییر داد. اما او از «زندان فیلم» حرف می‌زند، چیزی که او را متعهد به ساخت دنباله‌ها می‌سازد. روزگاری او با کمپانی فاکس قرارداد داشت تا اینکه حضور در «سرعت 2» (Speed 2) را برای بازی در تئاتر هملت رد کرد و مدتی با استودیو فاکس کار نکرد. ریوز اکنون دیگر در زندان نیست، البته تا جایی که خودش فکر می‌کند. او از زمان «47 رونین» (47 Ronin) که آن هم در گیشه شکست خورد دیگر فیلم استودیویی بازی نکرده است. نام کیانو ریوز می‌تواند نقش مهمی در موفقیت یک فیلم اکشن داشته باشد و آن را به چیزی شبیه «جان ویک» تبدیل سازد. او از بازی در نقش جان ویک ناراضی نیست و اگر از او خواسته شود نقش‌های بیشتری در این حوزه قبول خواهد کرد: «تا جایی که پاهایم بتوانند مرا ببرند. تا جایی که مخاطبان از من بخواهند بروم».
وقتی که کیانو 22 ساله بود هرگز فکر نمی‌کرد که در سن 54 سالگی نیز هنوز مشغول بازی در این نقش‌های بسیار فیزیکی باشد. دویدن و پریدن و تیراندازی کردن به افراد از روی اسب. او این چیز‌ها را تصور نکرده بود، زیرا هیچ تصویری از آینده بازیگری خود در سن 54 سالگی در ذهن نداشت. ریوز می‌گوید: «حقیقتاً در مورد آینده شغلم فکر نکرده بودم یا این که چه اتفاقی قرار است بیفتد، تا همین اواخر». منظور او از «همین اواخر»، اما اواسط دهه پنجم زندگی است. ریوز از کسانی که از دست داده سخن نمی‌گوید. او افراد بسیاری نزدیکی را از دست داده است، اما بیشتر در آن دوره که کمتر از 40 سال داشت.
در بسیاری از کار‌های اخیر ریوز، او بیشتر نقش شخصیت‌های منفی را بازی کرده است و به طور ویژه شخصیت‌های منفی که به اشخاص جوان‌تر و ضعیف‌تر کمک می‌کنند که به یک «ماشین ستاره سازی» تبدیل شوند. در «گروه بد» (The Bad Batch) او رهبر یک فرقه پساآخرالزمانی است که زیردستانش را می‌کشد. در «شیطان نئونی» (The Neon Demon)، در کابوس‌های الی فانینگ ساده ظاهر می‌شود تا با چاقو او را به قتل برساند و در فیلم بی سروته «مبارز تای چی» (Man of Tai Chi) در سال 2013 که اولین تجربه کارگردانی اش نیز بود، نقش مالک یک باشگاه مبارزه زیرزمینی را دارد که می‌خواهد یک قهرمان خوشنام را به یک قاتل تبدیل سازد.

در دقایق پایانی گفتگویمان، او نقطه خلوت دیگری از هتل را پیدا می‌کند که توسط یک سایبان بارانی از دیگر بخش‌های پاسیو جدا می‌شود و به آنجا می‌رود تا بتواند سیگارش را بکشد. او می‌گوید که با این سری کار‌ها می‌خواهد تصویر اشتباهی که رسانه از او به نمایش گذاشته را تصحیح کند. وقتی که این سخنان را به زبان می‌آورد، ریوز روی صندلی نشسته است. این صندلی درست در لبه پاسیو قرار گرفته بود. یکی از پایه‌های صندلی در هوا بود. کسی دیگر در این حالت، سیگار به دست، بدون شک بیش از حد به پشت تکیه داده و می‌افتاد. کیانو، اما معلق، با تعادل کامل، روی صندلی نشسته بود که انگار کسی روی آن نبود.





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

لوکرسیا مارتل رئیس داوران جشنواره فیلم ونیز شد

عاشیق حیدر محمودی درگذشت

آباد: می‌خواستم "یه وا" به مدیوم سینما وفادار باشد

معرفی آثار راه‌یافته به بخش مسابقه "محله" جشنواره فیلم شهر

محمود کلاری: "ابر و آفتاب" جنس سینمای آن روزگار بود

"قاضی و مرگ" در خانه هنرمندان

برگزاری همایش در قلمرو موسیقی مازندران

مستند "یغمای کودکی" آماده نمایش شد

کارگاه سه روزه میکس و مستر محمد فلاحی برگزار می‌شود

تندیس حافظ علی معلم به گلاب آدینه اهدا می‌شود / اعلام نامزدهای بخش مستند

"اورکا"، "کافه عشق" ، "آژیر بی‌صدا" و "جنایت بی‌دقت" پروانه ساخت گرفتند

انتشار فراخوان کتاب "سال شعر جوان"

امید رئیس‌دانا موسیقی فیلم "شاهین" را می‌سازد

معرفی دبیران علمی و اجرایی شبکه‌های شهرهای خلاق فرهنگ و هنر

داوران بیست و ششمین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران معرفی شدند

فراخوان طراحی پوستر ششمین دوره انتخاب و معرفی پایتخت کتاب ایران

ایجاد زمینه‌های حمایتی برای جامعه عکاسی / معرفی 370 عکاس برای بیمه در 3 سال

واکنش تهمینه میلانی به بی حجابی ستاره اسکندری در ترکیه!

اتفاقی که علیخانی مجری عصر جدید را برای ازدواج به وسوسه انداخت!

واکنش نیوشا ضیغمی به فیلم ستاره اسکندری بی حجاب چه بود؟!

تصویری از مهناز افشار سال‌ها پیش

نشر "نمایش" 4 جلد کتاب منتشر کرد

پرواز همای بار دیگر اپرای "حلاج" را به صحنه می‌برد

"قصر شیرین" بهترین فیلم جشنواره شانگهای شد

جزییات مراسم افتتاحیه ششمین جشنواره نوای خرم اعلام شد

میزبانی از 15 هزار مخاطب/ "تراس" پرفروشترین نمایش خرداد ماه ایرانشهر شد

پا جای پای کاترین بیگلو گذاشتن / نگاهی به فیلم "شبی که ماه کامل شد" ساخته نرگس آبیار

نگاهی بر تاریخ شفاهی دانش‌آموختگان ایرانی در ایتالیا

بررسی معماری دست کند در ایران/ مروری بر تاریخی‌ترین ابعاد معماری

قلم سعید نعمت‌الله را همیشه دوست داشته‌ام / روایت علیرضا آرا از بازی در فیلم "زنبور کارگر"

سیمین امیریان و ترجمه کتابی از اسکاول شین / چند نمایشنامه کودک در راه بازار کتاب

گرمای مجسمه‌ها در سرمای برف / نگاهی به جشنواره مجسمه‌های برفی و یخی

وقتی نام محمد رسول الله (ص) روی یک اثر هنری باشد، آن کار جهانی می‌شود / روایت پیام عزیزی از موسیقی عرفانی، همکاری با کامکارها، عندلیبی و سامی یوسف

چالشی میان حقیقت و دروغ / روایت آریان رضایی از نمایش "دروغ"

طراحان لباس درگیر دیده شدن هستند / جشنواره‌های مد و لباس ما برای مانتوپوش‌ها است / تفاوت های استودیوی طراحی و مزون به روایت مهدیه شریف

گلایه الهام پاوه نژاد بازیگر ایرانی از نظرات مردم درباره تغییرات ظاهرش!

فیلم «کارت پرواز» حکایت تزانزیت مواد مخدر است

«قصر شیرین» بهترین فیلم جشنواره شانگهای شد

کرسی‌واره، پروژه مشارکتی مهدی اشرفی در گالری صا

سومین المپیاد فیلم‌سازی نوجوانان ایران فراخوان داد

بهترین سریال‌های نتفلیکس در تابستان 2019

آبرامزها در دنیای کتاب‌های کمیک دست بردند

پایان فیلمبرداری «با من حرف بزن» در اروپا

عکس | فاطمه معتمدآریا در کنار همسر و پسرش

راز تابلوهای داوینچی + تصاویر

اثر هنری نقاش معروف فرانسوی پس از یک قرن و نیم پیدا شد

جشنواره فیلم‎های ورزشی شهریورماه در تهران و قشم برگزار می‎شود

رضا صادقی و علی لهراسبی برای "ماوا" عاشقانه خواندند

آلبوم فرهاد مدیری منتشر شد

آغاز اجرای "فرشته تاریخ" با تسهیلات ویژه برای دانشجویان / یادداشت محمد رضایی راد به بهانه آغاز اجرای نمایش