آریا بانو

آخرين مطالب

گفت و گویی با یک‌راننده زن تاکسی‌های اینترنتی گفتگو

گفت و گویی با یک‌راننده زن تاکسی‌های اینترنتی

  بزرگنمايي:

آریا بانو -
گفت و گویی با یک‌راننده زن تاکسی‌های اینترنتی
١٨١
٠
ایلنا / خانم رُز یک اسم مستعار است، زنی است ٤٧ ساله، متأهل، تحصیلکرده و خوش‌صحبت. فوق‌لیسانس روانشناسی شخصیت دارد اما کارش مرتبط با رشته‌اش نیست. راننده تاکسی آنلاین است، از نوع‌ ویژه بانوان یا همان اسنپ رُز.
نزدیک ٢‌ سال است این شغل را انتخاب کرده و دلیلش را هم در گپ و گفتمان می‌گوید. از دردسرهای رانندگی در خیابان‌های شلوغ و پرترافیک تهران تا مسافرانی که تیپ‌های شخصیتی متفاوت دارند.
خانم رُز از درآمدش راضی نیست و معتقد است که نرخ کرایه‌ها نسبت با افزایش قیمت‌های دیگر، جور در نمی‌آید. با این حال او یکی از خوشرو‌ترین رانندگانیست که می‌شود سوار ماشین‌شان شد، چون با همه نارضایتی‌ها تلاش می‌کند که از وضع موجود راضی باشد.
خانم الف شما فوق‌لیسانس روانشناسی دارید و الان به جای این‌که در حوزه تخصصی و مرتبط با رشته خودتان کار کنید، راننده اسنپ هستید. چرا؟
من و شوهرم از سال‌ها قبل یک کارگاه تولیدی داشتیم و وضع درآمدی‌مان هم خیلی خوب بود تا این‌که چند‌ سال پیش همسرم تصمیم گرفت یک کسب‌وکار دیگری راه بیندازد و چون در آن سررشته‌ای نداشت، خیلی زود ورشکست شدیم. طلبکارها سراغمان آمدند و هرچه داشتیم را فروختیم تا فقط همسرم به زندان نیفتد ولی باز هم نشد و به خاطر یک‌سری بدهی به زندان افتاد. آن‌موقع من هنوز دانشجوی کارشناسی ارشد بودم ولی حتی پول نداشتم که هزینه‌های دفاع پایان‌نامه را بدهم. از طرف دیگر خرج بچه‌ها و هزینه جمع‌کردن زندگی‌مان هم روی دوشم بود. ضمن این‌که باید شغلی می‌داشتم که ساعت کارش دست خودم باشد تا بتوانم یک روزهایی هم دنبال کارهای دادگاهی و بانکی همسرم باشم. برای همین کارکردن در اسنپ را انتخاب کردم.
ماهیانه چقدر درآمد دارید؟
بستگی به این دارد که چقدر کار کنم. یک روزهایی پیش آمده که روزی ١٣ساعت کار کردم. ١٣ساعت رانندگی که شاید نهایتا وسطش یک‌ساعت استراحت کرده باشم ولی خب درآمدش به نسبت روزهایی که یکی دوساعت کار کنم، خوب‌تر است.
خب اگر یک روز، خوب کار بکنید، این خوب یعنی چقدر؟
مثلا من دیروز ١٢ساعت کار کردم و ٢٢٠‌هزار تومان درآوردم، اما به ‌هرحال از این مبلغ باید ٣٠ هزارتومان هزینه بنزین و کمیسیون به اضافه استهلاک ماشین را هم کم کرد. ضمن این‌که واقعا ١٢ساعت پشت ماشین نشستن و در خیابان‌های شلوغ و پرترافیک رانندگی‌کردن مثل ٢ شیفت کارِ سخت است.
خانم الف، رانندگان و مسافران بر سر موضوع قیمت‌ها اختلاف دارند. یعنی افزایش چند‌درصدی قیمت تاکسی‌های آنلاین نسبت به‌ سال گذشته باعث شده که خیلی از مشتریان از این اتفاق ناراضی باشند و از طرف دیگر راننده‌ها هم که جزوی از مردم این جامعه هستند و از همین راه کسب درآمد می‌کنند، معتقدند نسبت به تورم موجود قیمت‌ها همچنان پایین است.
چند وقت پیش در شهران بودم و یک درخواست اسنپ داشتم برای ترمینال جنوب با قیمت ١٤هزارتومان، یک لحظه دستم خورد و قبول کردم ولی فکر کنید در این هوای گرم و مسیرهای پرترافیک این مبلغ واقعا منصفانه نیست اما مجبور شدم بروم. البته مردم حق دارند، ولی به‌ هرحال ما راننده‌ها هم از همین راه امرارمعاش می‌کنیم و خب انتظار داشتیم با این گرانی‌ها کرایه‌های ما هم ٢٠‌درصدی گران شود. به هرحال این‌که قیمت‌ها افزایش پیدا کند یا نکند که دست ما نیست و من هم آخرش پذیرفتم که این کار، سختی زیاد و پول کمی دارد.
از رابطه‌تان با مسافرها بگویید. به‌خصوص این‌که شما رشته تحصیلی‌تان هم روانشناسی شخصیت بوده. تیپ‌های شخصیتی‌شان را تحلیل می‌کنید؟ یا این‌که سر صحبت را باز می‌کنید؟
راستش تنها چیزی که این کار را برایم قابل تحمل می‌کند، همین است که با مردم در ارتباطم، به‌خصوص این‌که رشته تحصیلی‌ام هم روانشناسی شخصیت است. وقتی یکی را می‌بینم که خیلی ناراحت یا عصبانی است، سعی می‌کنم با او جوری صحبت کنم که آرام‌تر شود. البته معمولا اول خودم سر صحبت را باز نمی‌کنم که مسافر حس کند کنجکاوم و سوال‌پیچش می‌کنم.
مسافرها چه برخوردی با شما دارند؟
من یک راننده زن تاکسی هستم و دوست دارم مسافرم به جای نشستن در صندلی عقب کنارم بنشیند ولی به‌ هرحال این خیلی هم دلیل بر این نمی‌شود که مسافری که می‌رود روی صندلی عقب می‌نشیند، قصد توهین به من را دارد، اما گاهی مسافرها مدام در طول مسیر دستور می‌دهند؛ صدای ضبط را کم کن، صدای ضبط را زیاد کن، من از این آهنگ خوشم نمی‌آید، شیشه را بده بالا، کولر بزن، بخاری را خاموش کن، از این مسیر نرو! این برخوردها یک کم تحقیرآمیز است. ولی عده‌ای هم هستند که وقتی می‌بینند راننده خانم است، حس راحت‌تری بهشان دست می‌دهد و خودشان سر صحبت را باز می‌کنند.
اغلب راجع به چه چیزهایی صحبت می‌کنید؟
معمولا که دردها مشترک است؛ گرانی‌ها و مشکلات اقتصادی. ولی راستش من خیلی از این حرف‌ها را قبول ندارم. نمی‌گویم مشکلات نیست ولی تجربه شخصی من این است که ما هم زمان‌های زیادی فرصت‌های‌مان را سوزانده‌ایم. به ‌هرحال هستند یک عده‌ای که در همین وضع موجود هم آنقدرها روی‌شان فشار نمی‌آید، چون هم قبلا تلاش کردند و هم این‌که هنوز درحال تلاش هستند. مثلا خود ما، اگر شوهرم آن اشتباهات را نمی‌کرد و ورشکست نمی‌شدیم، الان من مجبور نبودم راننده تاکسی باشم. می‌خواهم بگویم خیلی وقت‌ها ما هم در وضع موجود سهم داریم.
خانم الف یک موضوعی که خیلی وقت‌ها درباره تاکسی‌های اینترنتی مطرح می‌شود، بحث امنیت است و در اکثر مواقع انگشت اشاره به سمت رانندگان است.یک‌سری‌ می‌گویند این‌جور تاکسی‌ها برای مسافران امنیت ندارند. درحالی‌که برعکس این ماجرا هم وجود دارد. شما به‌عنوان راننده احساس امنیت می‌کنید؟
به نظر من راننده‌ها خیلی بیشتر باید از مسافران بترسند تا مسافران از راننده‌ها! البته این را برای تاکسی‌های اینترنتی می‌گویم؛ چون همه ما گزینش می‌شویم و کارت ملی و شماره پلاک و مدارک ماشین دست شرکت است و مسیر‌هایی هم که مسافر سوار می‌کنیم، رصد می‌شود. به ‌هر حال من معتقدم همه مردم خوب هستند و منظورم توهین به مسافران نیست ولی اگر بخواهیم از دید امنیت‌داشتن یا نداشتن به قضیه نگاه کنیم، فکر می‌کنم ما ریسک بیشتری می‌کنیم. مسافر از یک شماره‌ای تماس می‌گیرد که معلوم نیست واقعا شماره خودش است یا نه؛ حتی بعضی وقت‌ها اسم‌شان هم معلوم نیست و اکثرا یک جایی وسط خیابان سوار می‌شوند.
فقط مسافران زن را قبول می‌کنید یا مسافر مرد هم سوار می‌کنید؟
اصولا بیشتر درخواست‌هایی که برای من می‌آید خانم‌ها هستند اما گاهی پیش آمده که بروم و ببینم مسافر مرد است.
این‌جور مواقع چکار می‌کنید؛ سوارش می‌کنید یا قاعده و قانونی دارید که فقط خانم‌ها مسافرتان باشند؟
خیلی محتاطانه مسافران مرد را سوار می‌کنم؛ مثلا در مناطق بالای شهر یا دانشگاهی باشد یا ساعت‌های وسط روز.
تا به حال مسافر عجیب و غریبی داشتید؛ یا مثلا اتفاقی پیش آمده که حس خطر کنید؟
اولین روزهای کاریم یک اتفاق جالب افتاد که بیشتر این عجیب و غریبی به خودم برمی‌گردد. روزی یک درخواستی داشتم و مسافر مرد بود؛ چون اوایل کارم بود، قبول کردم اما استرس داشتم (باخنده). خلاصه با خودم فکر کردم که می‌روم و اگر از دور دیدم قیافه‌اش مشکوک است، سوارش نمی‌کنم. رفتم به آدرسی که داده بود و دیدم یک مرد میانسال با موی بلند، عینک دودی و ماسک کنار خیابان ایستاده است. شیشه را پایین کشیدم و گفتم شما تاکسی می‌خواستید گفت بله. صورتش زیر ماسک و عینک استتار شده بود، فهمیدم کلکی در کار است. گفتم شرمنده من نمی‌توانم شما را سوار کنم. عصبانی شد گفت من دکتر فلانی هستم مطبم همین‌جاست. گفتم این «روزها همه دکتر هستند، ببخشید» و رفتم. این ماجرا تمام شد و خوشحال بودم از این‌که دست مسافری که برایم نقشه کشیده بود را خوانده‌ام تا این‌که یک روز خانمی مسافرم بود و در حین مسیر با هم صحبت می‌کردیم. عمل زیبایی کرده بود و ازش پرسیدم پلک‌هایت را پیش چه دکتری جراحی کردی؟ و وقتی گفت دکتر فلانی در خیابان فلان! باز هم مطمئن نبودم که خودش باشد ولی وقتی گفت میانسال است و موهای بلندی دارد، فهمیدم بنده خدا خودش بوده! بعد هم فهمیدم که هیچ‌وقت نمی‌توانم بروم پلک‌هایم را پیش او عمل کند؛ چون اگر مرا یادش باشد، کورم می‌کند (می‌خندد).
الان آمار جرایم زنان هم کم نیست؛ چرا فکر می‌کنید که مسافرِ زن خطر کمتری نسبت به مسافر مرد دارد؟
خب این حرف درست است ولی می‌دانید ته دلم حس می‌کنم اگر مسافر زن قصد و نیتی داشته باشد، به خاطر این‌که همجنس من است، حریف زورش می‌شوم؛ ولی طبیعتا مردها قوی‌تر هستند و حریف زورشان نمی‌شوی. ضمن این‌که جرایم زنان و مردان هم فرق می‌کند، زنان اکثرا قصدشان دزدی است ولی مردها ممکن است هر بلایی سرت بیاورند.
وسیله دفاعی در ماشین‌تان ندارید؛ مثلا اسپری فلفل؟
نه.
راستی همسرتان از زندان آزاد شدند؟
بله؛ چند وقتی است که آزاد شده است.
کار شوهرتان چیست؟
فعلا بیکار است؛ چون همیشه شغل خوب داشته و رئیس بوده، الان نمی‌تواند سر هرکاری برود؛ ولی من این را قبول ندارم و بارها به او پیشنهاد دادم که او هم بیاید و راننده تاکسی شود. بالاخره هم از بیکاری درمی‌آید و هم یک پولی درمی‌آورد. هرچند تا الان قبول نکرده است.
مخالف کار شما نبود؟
نه به ‌هر حال می‌داند که دارم برای زندگی‌مان این کار را می‌کنم.
یک زنِ راننده تاکسی چه دردسرهایی دارد؟ برای مردم جا افتاده که راننده تاکسی یک زن باشد؟
خب یک‌سری دردسرها که عمومی است مرد و زن ندارد، بعضی از مسافران هم نگاه تحقیرآمیزی به ما دارند و جوری در ماشین می‌نشینند و دستور می‌دهند که حس بدی به آدم دست می‌دهد ولی این موضوع ربطی به جنسیت ندارد و برای همه راننده تاکسی‌ها پیش می‌آید اما راجع به این‌که می‌پرسید راننده زن برای مردم جا افتاده یا نه باید بگویم واقعا حس می‌کنم این موضوع تقریبا جا افتاده ولی باز هم پیش آمده که وقتی مسافری دیده است راننده من هستم، گفته‌ شما خانم هستید می‌ترسم مسیر را بلد نباشید یا خیلی آهسته رانندگی کنید.
خانم الف به‌ عنوان سوال آخر می‌خواهم نظرتان را درباره اتفاق اخیری که در اسنپ افتاد و راننده‌ای مسافرش را به خاطر بدحجابی وسط خیابان پیاده کرد، بگویید. شما باشید چه کار می‌کنید؟
ببینید من نه کار آن آقا را تحسین می‌کنم و نه آن خانم را. من معتقدم در جامعه ما یک‌سری هنجار و ناهنجاری‎هایی وجود دارد. اگر کسی می‌خواهد خلاف هنجارها رفتار کند، نمی‌تواند دیگران را هم درگیر مشکلاتش کند. من ِراننده اگر سرنشین ماشینم بدحجاب باشد خب طبیعتا پلیس من را جریمه می‌کند، ماشین من به پارکینگ می‌رود؛ برای همین به نظرم باید به قوانین احترام بگذاریم. الان هم من خیلی وقت‌ها مسافرانی دارم که می‌بینم روسری‌های‌شان روی شانه‌شان افتاده و من خیلی آرام و منطقی از آنها خواهش می‌کنم که شال یا روسری‌شان را سرشان کنند چون تاوانش را من باید بدهم.





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

مطالعه را فقط کتاب خواندن نمی‌دانیم / روایت محمدرضا رضاییان از فصل چهارم برنامه "کتاب باز"

نگاهی سایکودرام به نمایش تنسی ویلیامز / روایت کامبیز بنان از نمایش "نمی‌دونم فردا چی میشه؟"

مهم‌ترین معضلات عرصه مد و لباس از نگاه یک استاد دانشگاه

رواج پدیده شبه کودک همسری برای دریافت مستمری

‍‍ ‍‍پیروز حناچی: مهم‌ترین هدف سمپوزیوم مجسمه‌سازی کشف استعدادهای جوان است / برزین ضرغامی: شورای شهر تهران ما را در تصویب لایحه ایجاد حریم برای مجسمه‌های شهری همراهی کند

گفت و گویی با یک‌راننده زن تاکسی‌های اینترنتی

تاجبخش فنائیان: لازمه‌ تئاتر ملّی بازشناسی ریشه‌های فرهنگی است / استعداد جهانی شدن تئاتر ما کمتر از سایر کشورهای نیست

یکتاناصر:نقش خوب پیشنهاد شود، بازی می‌کنم

محمدپور: "دختر شیطان" در پاییز می‌توانست 15 میلیارد بفروشد / اشتباه کردیم اکران عید فطر را پذیرفتیم

پایان کار هفتمین جشنواره ملی نقش تن‌پوش بدون برگزیده در بخش هنری / فاطمی: کپی نقش‌های گذشته ارزشی ندارد

ظلم تاریخی و هدیه‌های مدرنیته / روایت ابوالفضل رفیعی از نمایشگاه "ساکنان مویه" در گالری سیحون

سید محمد بهشتی: توجه به بازشناسی هویت در معماری ضروری است / شهر شیراز دارای ارزش تاریخی و معماری خاصی است

بیوک میرزایی از نمایش "نویی تضاد منافع" تا سریال "افسانه هزارپایان"

تأکید بر موسیقی آوازی و تجلیل از دستاوردهای هنرمندان و ذاکران فرهنگ رضوی / همه چیز درباره چهارمین جشنواره سراسری آواها و نواهای رضوی

امیر سرتیپ کیومرث حیدری: کسانی که در مسیر صراط قرار می‌گیرند رستگار می‌شوند / از یادداشت تجلیل مقام معظم رهبری بر کتاب شهید مجتبی ذوالفقارنسب و کتاب شهدای مدافع حرم و تازه‌های نشر نیروی زمینی ارتش رونمایی شد

زمان اعلام نتایج کنکور 98 +ظرفیت دانشگاه‌های سراسری

ابوالفضل صفری گفت: سرنوشت «سلام صبح بخیر» با برگشت «حالا خورشید»/ عصرگاهی می‌شویم

توحید معصومی خبر داد؛ «مگس» از 23 تیرماه به تالار سایه می‌آید/ یک اقتباس گروتسک

"الف دزفول" همچنان در انتظار / مرجان اشرفی‌زاده: با حذف پروانه‌ها به تسریع جریان فیلمسازی کمک می‌شود

احسان دانش فرید: نه از کسی تقلید کرده‌ام و نه الگوبرداری

آرش قاسمی : تمرکزم بر صداگذاری «نهنگ آبی» است/ همکاری در چند فیلم کوتاه

چرا کودک آزاری رخ می‌دهد؟/ پدر و مادر را به زندان بیندازیم، آسیب به کودکان کم نمی‌شود/ قصور جامعه را نادیده نگیریم

نمایش "یک زن و یک مرد" یک کار تمام آناهیتایی است / وجه درمانگری تئاتر باید حفظ شود تا حال مردم بهتر شود / روایت هوشمند هنرکار، کاظم هژیرآزاد و ناهید مسلمی از نمایش "یک زن و یک مرد"

یک کمدی سیاه با پایانی متفاوت / محسن قصابیان از "نیوکاسل" می‌گوید

حلقه مفقوده تولیدات فرهنگی و هنری نوجوانان هستند / حسین بختیاری و نگارش سه‌گانه‌ای آمیخته از وحشت و فانتزی برای نوجوانان

عروسی‌های 600میلیونی!

ماهان پوریان: فضای کنونی مناسب انتشار آلبوم نیست

آزاده عسگری: تنها 20 درصد موفقیت برند حوزه مد و لباس وابسته به طراحی است

امیر جعفری: من کارگرزاده هستم و هیچوقت از جایی رانت نگرفتم/ عذرخواهی می‌کنم

حماقتی که منجر به عذاب وجدان می‌شود / روایت صالح علوی‌زاده از نمایش "تایم لپس"

بهزاد فراهانی: شریف‌تر از ستاره اسکندری چه کسی را می‌توان نام برد/ غبطه می‌خورم برای آنها که هنوز خود را با معیارهای قرن 21 تطبیق نداده‌اند

آرا صلاحی: با «زهرمار» به حقم رسیدم

مهدی کوشکی: تصمیم گرفتم بنویسم تا بتوانم بازی کنم / تئاتر ایران دچار خلأ جادو و تعلیق است / آموزش بازیگری در سالن تئاتر اتفاق می‌افتد

کتابخانه‌ای مغفول‌مانده در دل تئاتر شهر / جواد تولمی: می‌توان با آثار کتابخانه و مرکز اسناد هنرهای نمایشی تئاتر کشور را آباد کرد

سعیده سروش‌فر: قیمت پارچه هر دو هفته بالا می‌رود

"وانهاده" اجرا نخواهد شد / رویا میرعلمی بازیگر نمایش"مثبت فکر کن" شد / سیامک صفری با "گورخواب‌ها" به نوفل‌لوشاتو می‌رود

اجرایی که نشانگر یک ناتورالیسم آمریکائی است / نگاهی به نمایش "نفرین قحطی‌زدگان" اثر سام شپارد به کارگردانی اشکان خطیبی

غلامحسین لطفی: دعوت به کار با دستمزد ٣٠ سال پیش توهین به هنرمند است

علاقمند بودم درباره کارگران روزمزد کار کنم / کارهایم متکی به دیالوگ و زبان است / نمایش اجتماعی به نوعی مردم‌نگاری است / نمایش "کمیته نان" به روایت لیلی عاج، شاهرخ استخری و الهام شعبانی

اشرف‌زاده: تک‌آهنگ‌ بیشتر شنیده می‌شود / آغاز تور کنسرت‌های خواننده "ماه و ماهی" از لاهیجان

منشأ هنر همیشه بیرون از هنر است/ هنر ایران بیش از حد درگیر تکنیک است / شیفتگی به توانایی گاهی یک هنرمند را منحرف می‌کند / روایت مسعود سعدالدین از نمایشگاه "حیرت در آن" تا زندگی هنری در آلمان

محمد آزرم: جشنواره‌های ادبی زمانی تاثیرگذار هستند که تداوم داشته باشند / روایت در شعر باید به چگونه بیان کردن و فرم‌سازی روایی منجر شود

رونمایی کتاب "پارتیتور دست‌نویس نی‌نوا" در فرهنگسرای نیاوران / حسین علیزاده: موسیقی با وجود محدودیت‎ها جنب‌وجوش دارد

اجرای نمایش "وانیک" با بازی بهاره رهنما و علی اوجی در تماشاخانه سپند/ "حضار قیام کنند" در تماشاخانه استاد مشایخی/ تخفیف ویژه "عاشقانه‌های خیابان" به دانشجویان

صابر سهرابی: جشنواره‌های فجر به شهرستان‌های استان فارس می‌روند

محمدرضا خاکی: روند فاصله‌گیری از مقولات اجتماعی در تئاتر کشور به وجود آمده / تئاتر ما نیاز به گفتمان میان مدیران، تئاتر حرفه‌ای، محققین و مترجمین دارد / الان زمانی است که تئاتر ما نیازمند تمرکززدایی است

سینمای ایران دیگر مشتی‌گری ندارد چون آدم‌هایش کم‌لطف شده‌اند / با حسن رضایی از کشتی کج تا "شبح کژدم"

علی مسعودی: "آخر خط" یک سریال طنز به معنای واقعی است / منتظر تصمیم مدیران شبکه سه هستیم

در این تراس کمدی بولوار اجرا می‌شود / نگاهی به نمایش "تراس" نوشته ژان کلود کریر و کارگردانی مسعود کرامتی

لزوم همراهی فعالان عرصه مد و لباس با جریان اعطای نشان ملی مرغوبیت صنایع‌دستی