آریا بانو

آخرين مطالب

طنز/ ایام هفته برای یک کارمند گوناگون

طنز/ ایام هفته برای یک کارمند

  بزرگنمايي:

آریا بانو -
طنز/ ایام هفته برای یک کارمند
٩٨
٠
راه راه / شنبه
مثل دیروز در خانه نخوابیدم و رفتم سر کار. کار سختی دارم. فکرش را بکن: توی یک سالن 400 متری، دقیقا وسطش، نه یک میلیمتر اینطرف تر نه یک سانتی متر آنطرف تر، مشغول چاپ کردن کارت‌ها هستم. چایی که دم کشید آن را هورت کشیدم. بعدش سری به اینستا زدم. بعد سعی کردم سیستم را روشن کنم. چند فرغون پرونده جدید آوردند و ریختند روی پرونده‌های دیگر. با حساب اینها پرونده ها شد پنج میلیون و هفتصد و سی و یک هزار و دویست و چهل و پنج‌تا. ساعت کاری هم با تمام شدن شمارش و دسته بندی پرونده های جدید به پایان رسید. راه را تا خانه گز کردم.
یکشنبه
باورش برای خودم سخت بود: رفتم سر کار. از کنار سیستم های خالی رد شدم و نشستم پشت میز خودم. دو دقیقه زود رسیده بودم: یکی از آن ژست های من چقدر خوبم گرفتم. سیستم را روشن کردم و پرونده اول را برداشتم. اگر امروز بتوانم این کارت را صادر کنم حساب کار می شود: پنج میلیون و هفتصد و سی و یک هزار و دویست و چهل و چهارتا. تا همه اطلاعات را وارد کردم دیدم امضای آخر رویش نخورده. پرونده را به ابتدای سالن و روی بقیه پرونده های امضا نشده پرت کردم. دیگر صرف نمیکند سراغ پرونده های دیگر بروم. باید بگویم بیایند این پرونده های امضا نشده را ببرند. چایی را خوردم و به سمت خانه رفتم.
دوشنبه
تا نشستم پشت سیستم تند و تند اطلاعات را وارد کردم. دکمه اینتر را برای صدور کارت زدم. نصف کارت از دستگاه بیرون آمده بود که برق رفت؛ کجایش را نمی دانم. فرصت نکرده بودم چایی دم کنم تا سربکشم و بروم خانه. برای همین رفتم سینما. فهمیدم جواد رضویان نباید فیلم بسازد.
سه شنبه
وقتی آن نصف دیگر کارت داشت از دستگاه بیرون می آمد، خدا را شکر کردم که آن هفت هشت میلیون نفری که برای کارت ملی ثبت نام نکرده اند، ثبت نام نکرده اند ؛ وگرنه نمی رسیدم تنهایی اینهمه کارت را صادر کنم. چاپ کارت که تمام شد آن را روی تپه کارت های صادر شده آنطرف در ورودی سالن انداختم. به محضی که با فرغون آمدند تا پرونده های ناقص الامضا را ببرند مادرم تماس گرفت. توی راه خانه هم داشتم با او حرف میزدم.
چهارشنبه
واقعا چطوری قبلاً 45 میلیون کارت صادر کردیم؟! داشتم به این فکر می کردم و اطلاعات نفر بعدی را در سیستم وارد می کردم که یادم آمد آنوقت 291 نفر در این سالن جان می کندند. وارد کردن اطلاعات که کامل شد و کلید اینتر صدور را زدم، پای کارگرانی که آمده بودند کارت های صادر شده را ببرند پایشان خورد به سیم و سیستم قطع شد. قسمت بعد سریال هیولا را با موبایل دیدم و رفتم خانه. خوش به حال اینهایی که کارت صادر شده ‌شان را تا سه ماه دیگر می گیرند.
پنجشنبه
پرونده قبلی را باز کردم و کارت را صادر کردم. بعد هم رفتم و آرام گذاشتمش جای تپه کارت های قبلی. اشک‌ از چشمانم سرازیر شد: چقدر برای آن کارت ها زحمت کشیده بودم. برگشتم و اطلاعات پرونده بعدی را وارد کردم. اینتر صدور را زدم و گذاشتم دستگاه جانش را بکند. سیستم را خاموش کردم و چون ساعت کاری تمام شده بود به سمت خانه حرکت کردم. شنبه باید بیایم پرونده مادر زنم را لابلای این پنج میلیون و هفتصد و سی و یک هزار و دویست و چهل و دو پرونده پیدا کنم و کارت ملی اش را صادر کنم. دو سه روز بیشتر وقت نمی گیرد ولی دیگر در خانواده سرکوفت نمی‌خورم که نمی‌توانم یک کارت ساده را چاپ کنم. آن هم از همان هایی که مدل تلفنی شان توی بازار ریخته. نمی دانند که کارت هوشمند ملی‌ست، کارت عضویت باشگاه ایروبیک که نیست.
محمد حسین صادقی


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

کروکودیل‌ها خطرناک ترین جاده استرالیا را مسدود کردند

کشف جسد خطرناکترین ستاره اینستاگرام در مکزیک

من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم

شعر زیبای انگلیسی قهرمان سه سالهٔ من

انواع مختلف تسبیح‌ها و ویژگی آن‌ها را بشناسید

صحبت های رائفی پور درباره حر و سد راه امام زمان بودن

کروکودیل‌ های خطرناک ترین جاده استرالیا را مسدود کردند

یک پاندای خاکستری نادر

مصدومیت دو بازیکن بر اثر برخورد صاعقه!

انفجار وحشتناک کامیون حین سوخت گیری

روپایی زدن و بالا رفتن از کوه

دوی کوهستان مون بلان

وقتی مردم نگذاشتند نوبت به امام برسد

شگفتی های دنیای حیوانات

پلیسی که در آخرین لحظه مردی در حال خودکشی را نجات داد

400 پسر دانشجو از این دختر در دانشگاه وحشت دارند!

نقاشی های عاشورایی حسن روح الامین مورد توجه مردم فرانسه

گوناگون/ آموزش سخت فضانوردان در غارهای زیر زمین

روز شمار عاشقی؛ 19 محرم حرکت کاروان کربلا به سوی شام

4گوشه دنیا/ 400 پسر دانشجو از این دختر در دانشگاه وحشت دارند!

جنگ ایران و عراق چه تأثیری در قدرت گرفتن آل صباح در کویت داشت؟

داستانک/ نگاهی به مشک

ضرب المثل ها/ مثل اشک تمساح ریختن در قرآن

4گوشه دنیا/ چهار بار شنا بین فرانسه و انگلیس توسط زن نجات یافته از سرطان

جاذبه خاص توریستی یک معبد در ایرلند

تقویم تاریخ / 63 سال پیش در چنین روزی ساواک تأسیس شد

تصادف عجیب راننده زن چینی همه را شوکه کرد

مبارزه مرگبار مار کبرا با عقاب

پل عجیب گره شانس در چین

وین برای دومین سال پیاپی، سرزنده‌ترین شهر جهان شناخته شد!

آسفالت کردن خارجی‌ها را ببینید

ساختمان‌ های عجیب موج دار در توکیو که می‌توان روی آن‌ها قدم زد!

شکار بچه بوفالو توسط شیر

راهکارهایی برای همسری که بیشتر و بیشتر فاصله می‌گیرد

سرکی به گرمابه‌های قدیمی

جراحی کمیاب و نجات بخش معده یک ماهی بسیار کوچک در انگلستان

چطور با کنسل شدن پرواز کنار بیاییم؟

بهترین مقصدهای تایلند را بشناسید

تصویربرداری بی نظیر با پهپاد از آبشار «ماداکاری‌پورا» در اندونزی

آبشار «لاتون»در استان گیلان

سقوط آزاد در آسمان‌های دبی

مدرسه سبز بالی با هدف آشتی دادن انسان و طبیعت

مواظب باشید هیپنوتیزم نشین!

حکمت/ نهی از منکر چه مراحلی دارد؟

چرا پیاز گیاه شگفت‌انگیزی است؟

می‌خواهید ارزان سفر کنید؛ مهرماه را از دست ندهید

امروز؛ سالروز پرواز آزمایشی اولین هواپیمای تولید مشترک ایران و اوکراین

حداقل سن عجیب ازدواج برای دختران در اندونزی

شلوغ‌ترین فرودگاه‌های دنیا در سال 2018

حکمت/ عاقبت توجه زیاد به خواهش های نفسانی