آریا بانو

آخرين مطالب

حرف‌های شوکه‌کننده زنی که قربانی مردان هوسران شد اجتماعي

حرف‌های شوکه‌کننده زنی که قربانی مردان هوسران شد

  بزرگنمايي:

آریا بانو -
حرف‌های شوکه‌کننده زنی که قربانی مردان هوسران شد
k ٥٩
٣١
خراسان / آن قدر از دوران کودکی مورد سوء استفاده اطرافیانم قرار گرفتم که همواره آرزو می‌کردم نه شاهزاده‌ای با اسب سفید، بلکه جوانی مستمند یا حتی مردی متاهل به سراغم بیاید تا من هم مانند خیلی از دختران دیگر ازدواج کنم.
آن قدر از دوران کودکی مورد سوء استفاده اطرافیانم قرار گرفتم که همواره آرزو می‌کردم نه شاهزاده‌ای با اسب سفید، بلکه جوانی مستمند یا حتی مردی متاهل به سراغم بیاید تا من هم مانند خیلی از دختران دیگر ازدواج کنم و از این وضعیت رها شوم چرا که دیگر سن و سالم گذشته بود.
زن 31 ساله‌ای که برای جلوگیری از متلاشی شدن زندگی اش دست به دامان قانون شده بود درحالی که آثار ناشی از کتک کاری‌های همسرش را دلیلی بر ادعای خودش می‌دانست در تشریح سرگذشت خود به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری سیدی مشهد گفت: پدرم شغل ثابتی نداشت و از نظر مالی در سطح بسیار ضعیفی بودیم به همین دلیل روزگار سختی را می‌گذراندیم. من آخرین فرزند خانواده بودم و یک خواهر و دو برادر بزرگ‌تر از خودم داشتم. خلاصه به دلیل وضعیت مالی پدرم هیچ گاه آرزو‌های کودکانه ام برآورده نمی‌شدو گاهی حتی داشتن کفش‌های زیبا یا کیف‌های مدرسه قشنگ برایم به یک رویا تبدیل می‌شد.
از سوی دیگر نیز همواره مورد سوء استفاده اطرافیانم قرار می‌گرفتم چرا که آن‌ها با خرید خوراکی‌هایی که دوست داشتم یاحتی یک اسباب بازی کودکانه ارزان قیمت مرا طعمه هوسرانی‌های خودشان می‌کردند اگرچه مادرم نیز آرام آرام ماجرا را فهمیده بود، ولی برای حفظ آبرو هیچ حمایتی از من نمی‌کرد.
خلاصه در این شرایط خانوادگی رشد می‌کردم و آرزو داشتم روزی از این وضعیت نجات پیدا کنم. بالاخره در دوران راهنمایی ترک تحصیل کردم و در کنار خواهر و برادران بزرگ ترم ماندم. از طرف دیگر خواهر بزرگم خواستگاری نداشت و من هم به خاطر او نمی‌توانستم ازدواج کنم. البته به دلیل وضعیت اجتماعی و اقتصادی ضعیف خانواده ام کمتر خواستگارانی به سراغم می‌آمدند در حالی که آرام آرام سن ازدواجمان به تاخیر می‌افتاد آرزو می‌کردم فقط مردی حاضر به ازدواج با من باشد دیگر هیچ چیزی برایم مهم نبود تنها می‌خواستم از این شرایط زندگی رها شوم.
روز‌ها به همین ترتیب سپری می‌شد تا این که دو سال قبل زمانی که برای بازگشت به منزل منتظر اتوبوس شهری بودم ناگهان راننده یک دستگاه پراید در ایستگاه اتوبوس توقف کرد من هم ناخواسته مسیر منزلمان را اعلام کردم و سوار خودرو شدم. راننده مسافر دیگری نداشت و این گونه سر صحبت بین من و راننده باز شد. از هر دری سخن گفتیم تا این که به درد دل با او پرداختم و گوشه‌ای از مشکلات زندگی ام را برایش بازگو کردم وقتی به مقصد رسیدیم شماره تلفن هایمان را رد و بدل کردیم و این گونه رابطه تلفنی بین من و «شهباز» آغاز شد. او مردی متاهل بود و سه فرزند داشت. با وجود این به یکدیگر علاقه‌مند شدیم و روابط تلفنی ما کم کم به دیدار‌های پنهانی کشید. در این میان زمانی که همسر و فرزندان شهباز در منزل نبودند یا برای دیدار بستگانشان به شهرستان می‌رفتند من هم با تماس تلفنی شهباز به منزلش می‌رفتم و ...
این روابط همچنان ادامه داشت و من با هر بهانه‌ای به دور از چشم اعضای خانواده ام به دیدار شهباز می‌رفتم تا این که سه ماه بعد از این روابط مخفیانه متوجه شدم باردار هستم. نگرانی عجیبی سراسر وجودم را فرا گرفته بود و از یک رسوایی بزرگ خانوادگی وحشت داشتم. وقتی ماجرا را برای شهباز بازگو کردم همه چیز به هم ریخت. او که با خشم توام با فحاشی با من سخن می‌گفت همه آن حرف‌های عاشقانه اش را فراموش کرد و از من خواست به هر طریق ممکن جنینم را سقط کنم، ولی من حاضر به این کار نشدم و اصرار کردم که باید مرا به عقد دایم خودش درآورد او هم که بر سر یک دو راهی قرار گرفته بود حاضر شد به صورت پنهانی مرا به عقد موقت طولانی مدت خود دربیاورد تا همسرش از ازدواج مجدد او مطلع نشود.
با این توافق، شهباز برایم خانه‌ای در حاشیه شهر اجاره کرد من هم با اندک لوازمی که تهیه کرده بودم پا به زندگی مشترک با او گذاشتم. ولی هنگام اسباب کشی به منزل جدید، ناگهان به طور ناخواسته جنینم سقط شد. شهباز وقتی این موضوع را فهمید نفس راحتی کشید و سعی کرد کمتر به منزلم بیاید.
این درحالی بود که همسر اول او نیز پی به ماجرای ازدواجش برده بود و اختلاف شدیدی داشتند به همین دلیل دیگر شهباز سراغ من نمی‌آمد و به طور مخفیانه مبالغی را برای اجاره منزل و تامین مخارج زندگی پرداخت می‌کرد، اما اصرار به طلاق داشت چرا که نمی‌خواست زندگی اش از هم بپاشد در این میان من هم دوست نداشتم به زنی مطلقه و بی پناه تبدیل شوم در عین حال شهباز هر از گاهی به سراغم می‌آید و مرا به باد کتک و ناسزا می‌گیرد تا مجبور شوم از او طلاق بگیرم و ...
شایان ذکر است، به دستور سرگرد قاسم احمدی (رئیس کلانتری سیدی مشهد) پرونده این زن در دایره مددکاری اجتماعی مورد بررسی و رسیدگی قرار گرفت.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

کودک آزاری در کرمانشاه | جزئیات آزار دختر سرایدار توسط مدیر کارخانه!!

راننده پورشه جنجالی اصفهان و صدور کیفرخواست او!!

نحوه واگذاری فیش‌های حج در سامانه حج و زیارت

حادثه کربلا در روز عاشورا و اولین فیلم منتشر شده آن+ اسامی مجروحان ایرانی

خشم کاربران از اقدام خودخواهانه و عجیب داماد در شب عروسی!!!

ورود زنان به استادیوم و موافق دولت با آن

سردار سلیمانی در حرم امام حسین (ع) در مراسم عزاداری!

توهین کاربران به همسر شهید محسن حججی بعد از ازدواج مجدد!!

خطر در کمین فرزندان پناهجویانی که آسیب روانی دیده‌اند

واکنش معاون وزیر بهداشت به ویدئو جنجالی زن باردار خوزستانی

سرنوشت 2 شرور خط خطی پایتخت

علت تردد خودرو‌های سواری آتش‌نشانی از خطوط ویژه

حراجی مشروبات الکلی در ورامین!

اذیت و آزار دختر 5ساله توسط مدیر کارخانه

شکنجه سیاه پسر تهرانی در خانه متروکه 2 ابلیس

آشتی‌کنان مرگبار!

روایتی از قیمت‌های عجیب و غریب در بازار خرید و فروش حیوانات خانگی

امروز رو با لبخند شروع کن

آیا در آغوش گرفتن نوزادان، موجب بغلی شدن آنها می شود؟

ساعات تدریس در مقطع ابتدایی تغییر می‌کند؟

کلاه جوانان جویای کار را با آگهی استخدام برداشتند

مرگ مرموز دختر جوان در میهمانی شبانه؛ در این مراسم سرکه سرو می‌شد؟!

روشی جدید برای حفظ باروری زنان در هر سنی‎

داستان کودکانه پیرمرد غر غرو

باز کردن پل آسیب دیده بدون اطلاع

چوب حراج به زبان فارسی در تابلوهای سردر

پیگیری معاون دادستان از خاک خوردن ماشین‌های مردم

پز دادن‌های دانشجوی قلابی؛ چه کنم، عشق دندان‌پزشکی‌ام!

بارش عجیب باران که بیش از هزار کشته برجای گذاشت

مبالغ مصوب 25 نوع وام دانشجویی جدید اعلام شد

مرگ «روناک» و زندگی نباتی «امیر علی» 3 ساله با قصور دردناک پزشکی

رقیبی به نام تلفن همراه در روابط زناشویی

بافت مجلسی مو برای مهمانی ها

کسانی که می خواهند واکسن آنفولانزا بزنند حتما ببینند

ماجرای دانشجوی قلابی دانشگاه شهید بهشتی پیچیده‌تر می‌شود

کارگر مالیات می دهد سلبریتی‌ها اما...

جراحی لاغری به قیمت جان زن 40 ساله تمام شد

با سرد شدن هوا شال و روسری را محکم تر ببندید

در پاییز تیپ و استایل مان چه رنگی باشد؟

8 قفسه کاربردی و ارزان بسازید

آموزش دوخت جامدادی نمدی برای دانش آموزان

زیباترین کیک ها برای تولد دخترانه

نجات 6 محبوس از حریق ساختمانی 5 طبقه

اخبار دلگرم‌کننده از اورژانس

کدام مقطع تحصیلی بیشترین تعداد دانش‌آموز را دارد؟

احسان "کوچک و بزرگ" نمی‌شناسد

باخت بزرگ غول‌های خودروساز وطنی به کارگاه‌های کوچک!

چالش‌های اخذ رضایت پزشکی از کودکان

کلکسیون خاص ترین ساعت های مچی زنانه

اصلاح صورت با شمع خوب است یا بد؟!