آریا بانو

آخرين مطالب

کوهنوردی در تاجیکستان؛ تجربه‌ای متفاوت و جذاب گوناگون

کوهنوردی در تاجیکستان؛ تجربه‌ای متفاوت و جذاب

  بزرگنمايي:

آریا بانو -
کوهنوردی در تاجیکستان؛ تجربه‌ای متفاوت و جذاب 4
٢٣
٠
کجارو / تاجیکستان، فقیرترین کشور اتحاد جماهیر شوروی است، اما از آنجا که بیشتر سطح آن از کوه‌ها پوشیده شده است، منطقه‌ای بکر و فوق‌العاده زیبا برای کوهنوردی به حساب می‌آید.
جان هندرسون پس از چندین دهه فعالیت به‌عنوان گزارشگر در دنور، بازنشسته شد و به رم نقل‌مکان کرد. او تجربیات خود از سفر به تاجیکستان و کوهنوردی در این کشور را با ما به اشتراک گذاشته است که در ادامه از زبان خود او می‌خوانیم.
پایین کوه ایستادم و در تلاشی بیهوده سعی کردم، بالای کوه را ببینم. وقتی از کوهی بالا می‌روم و نمی‌توانم قله‌ی آن را ببینم، می‌فهمم که این می‌تواند یکی از مسیرهای وحشتناک کوهنوردی باشد. اما مشکل دیگری نیز داشتم و هیچ مسیری را نمی‌دیدم. ما مشغول کوهنوردی در زاویه‌ی عمودی حدود 75 درصد در تاجیکستان بودیم، در یک طرف، سنگ رس و در طرف دیگر، بوته‌زار قرار داشت. تاکنون چه کسی از این کوه بالا رفته است، یک دسته بز؟ باهودور رحمتیلوف، راهنمای تاجیک 19ساله‌ به ما گفت:
وقت داریم، عجله نکنید.
او به‌راحتی از روی خرده‌سنگ‌ها می‌پرید و در برابر توقف‌های مکرر من، صبوری می‌کرد. من در سراسر دنیا، از کوه‌های آند تا هیمالیا و کلیمانجارو کوهنوردی کرده‌ام. وقتی به مسیر کوهنوردی غیرممکن اینجا نگاه می‌کنم، می‌بینم مکان‌های انگشت‌شماری بوده‌اند که با این زیبایی بکر و دست‌نخورده و درعینِ‌حال وحشتناک برابری کنند.
تاجیکستان، فقیرترین جمهوری در اتحاد جماهیر شوروی، همچنان فقیر باقی مانده است؛ هرچند کمبودهای تولید ناخالص داخلی را می‌توان به‌لطف محصولات ملی طبیعی نادیده گرفت.
تاجیکستان، فقیرترین جمهوری در اتحاد جماهیر شوروی، همچنان فقیر باقی مانده است
90 درصد این کشور از زمین‌های مرتفع تشکیل شده است، به‌طوری که مناطق کوهستانی که از غربی‌ترین منطقه‌ی کشور به ازبکستان کشیده شده، در جنوب‌شرق به کوه‌های پامیر ختم می‌شود، همان‌ جایی که مارکو پولو در گذشته راهی جاده‌ی ابریشم شد.
تاجیکستان یکی از کشورهای اتحاد جماهیر شوروی است و اغلب با کشورهای اسلامی که در بخش زیادی از کوهستان‌های آسیا قرار دارند، اشتباه گرفته می‌شود. تاجیکستان پس از 67 سال حکومت شوروی، در سال 1991 به استقلال رسید، اما با انتخاب حزب قدیمی کمونیست، شعله‌های جنگ داخلی در این کشور زبانه کشید و منجر به پاک‌سازی قومی و کشته‌شدن 60 هزار نفر شد. تاجیکستان این مصائب را پشت سر گذاشت و با وجودِ طبیعت بکر و زیبایش، همچنان راهی طولانی تا تبدیل‌شدن به یک مقصد گردشگری پیش رو دارد.
شهر دوشنبه، پایتخت مدرن تاجیکستان، با جمعیت 680 هزار نفر، در مقایسه با سایر کشورهای سابق پرده‌ی آهنین، زیباترین مجموعه از بناها و معماری‌ها را در خود جای داده است. در پارک رومانتیک رودکی که مملو از گل‌های رز و فواره‌های زیبا است، مجسمه‌هایی از اسماعیل سامانی نصب شده است، قهرمانی که دودمان سامانیان را تأسیس و در قرن دهم در این منطقه حکومت کرد. رودکی نیز از نویسندگان شهیر قرن نهم است.
بیشترین بخش تاجیکستان، کوهستان است. من در وسط کوهستان فان بودم، رشته‌کوهی از قله‌های ناهموار که با درختان سرو احاطه شده است و هر یک از این کوه‌های مملو از برف ظاهراً دریاچه‌ی زمردی خاص خود را دارند. رسیدن به این کوه به اندازه‌ی کوهنوردی از آن دشوار است.
من یک تاکسی مشترک گرفتم که از دوشنبه تا شهر باستانی پنجکنت در جاده‌ی ابریشم، پنج ساعت طول کشید، این شهر با بازار مرکزی و زنان روسری به سر خود، آفریقای شمالی را در ذهن تداعی می‌کند. صبح روز بعد در مسیر افتضاحی برای 2٫5 ساعت رانندگی کردیم و از روی زمین‌های سنگلاخی، چاله‌های مملو از گل و شیب‌های دامنه‌ی کوه که از روستای آرتوچ عبور می‌کرد، گذشتیم. واقعاً کوهنوردی در تاجیکستان، اراده‌ای فولادین می‌خواهد.
در کمپ کوهنوردی و گردشگری آرتوچ مستقر شدم، جایی که در سال 1971 برای کوهنوردان کشورهای پرده‌ی آهنین بنا شده بود. این کمپ و امکانات آن نسبت به آن زمان، تغییر چندانی نکرده است. کمپ کوهنوردی آرتوچ شامل یک سالن اصلی از اتاق‌های مشترک است که روی سالن بزرگ غذاخوری قرار دارد و تعدادی کلبه‌ی مجهز به سیستم گرمایشی و دوش مدرن نیز در آن به چشم می‌خورد. کلبه‌ی من یک اتاق مفروش برای نیایش مسلمانان نیز داشت.
می‌توان گفت که تاجیکستان از آن دسته مقاصد گردشگری است که معمولاً در مسیر گردشگران قرار نمی‌گیرد؛ در واقع به‌حدی خارج از مسیر گردشگران است که هیج مسیر و جاده‌ای در آن به چشم نمی‌خورد. وقتی به باهودور نگاه کردم که در فاصله‌ی 10 متری بالاتر از من ایستاده و منتظر رسیدن من بود، این معضل را به‌خوبی حس می‌کردم. باهودور، دانشجوی سرزنده، سرحال و بذله‌گویی بود که پدرش در پنجکنت، آموزشگاه تعلیم رانندگی دارد. باهودور در تور شهر، با افتخار محوطه‌ی آموزشی پدرش را به من نشان داد که مجهز به علائم توقف و خطوط روشن بود. این یکی از زیباترین جاده‌هایی بود که در تاجیکستان دیده بودم.
در هر صورت، به کوه Mt. Chuarek در ارتفاع 3300 متری رسیدیم که یکی از کوه‌های کوچک‌تر رشته‌کوه فان است. من همین‌طور بالا می‌رفتم و سُر می‌خوردم؛ دو قدم بالا می‌رفتم و یک قدم برمی‌گشتم. به باهودور گفتم که نمی‌شود، من نمی‌توانم از این کوه بالا بروم. او در جواب گفت که بهتر است از این مسیر برویم. او به منطقه‌ی سرسبزی در سمت چپ اشاره کرد که بوته‌ها و علف‌ها در امتداد آن روییده بودند. هیچ مسیر یا حتی علامتی که مسیر را نشان دهد، ندیدم. شاخه‌ها را می‌گرفتم و به آرامی از کوه بالا می‌رفتم و در چند نقطه‌ی انگشت‌شمار زمین مسطح نیز تکیه‌گاهی یافتم. شیب کوه به‌اندازه‌ی صعود پایانی به کلیمانجارو بود، با این حال هربار که به پشت سرم نگاه می‌کردم، انگیزه می‌گرفتم. از دو دریاچه‌ی زمردی زیبا عبور کردیم که انگار قطرات ذوب‌شده‌ی برف بالای کوه به آن‌ها سرازیر شده بود. ما همچنان به مسیر خود ادامه دادیم تا اینکه به بالای کوه رسیدیم. در مقابلم کوه‌های متعددی با قله‌های مملو از برف وجود داشت و دو دریاچه نیز پایین‌تر از ما بود که زیر نور خورشید می‌درخشید. به طرف دیگر کوه نگاه کردم و یک‌سری سازه‌های کوچک در دره دیدم. از باهودور پرسیدم که آن‌ها چیست و او با لبخند گفت که کمپ ما است.
من برای چهار روز پی‌درپی اطراف روستای آرتوچ کوهنوردی کردم و با توجه به تعداد کوه‌ها و دریاچه‌های نزدیک به این روستا، می‌توانستم برای یک هفته‌ی دیگر همچنان کوهنوردی کنم.
یکی از معروف‌ترین نقاط کوه‌های فان، «هفت کل» نام دارد که در زبان تاجیکی، به‌معنای هفت دریاچه است
یکی از معروف‌ترین نقاط کوه‌های فان، «هفت کل» (Haft-Kol) نام دارد که در زبان تاجیکی، به‌معنای هفت دریاچه است و شامل هفت دریاچه‌ی دیدنی می‌شود که در حدود 24 کیلومتری غرب آرتوچ قرار داشته و اقامتگاه‌های ارزانی دارد. هر یک از کوهنوردی‌هایم زیبا و در نوع خود، متفاوت بودند.
ما در روز اول، با وجودِ مه ملایم از کمپ راه افتادیم تا به سه دریاچه‌ی پایین‌تر از Chuarek برسیم که هریک بالاتر از دیگری قرار داشت. هر سه دریاچه آبی شفاف و سبزرنگ داشتند. علاوه بر این، یخچال کوچک و باریکی از بین دو کوه، به سمت پایین رفته بود. باهودور به چشمه‌ای زیرزمینی اشاره کرد که آب‌ در کناره‌ی آن می‌جوشید. دستم را در این چشمه کردم، مثل یخ، سرد بود؛ باهودور گفت که یک‌ بار در این چشمه‌ی سرد شنا کرده است. سه ساعت گذشت و ما هیچ‌کس را در طول راه ندیدیدم. هیچ صدایی هم جز آواز پرنده‌ها به گوش نمی‌رسید. هیچ خبری از باران و سرما نبود. روز بعد از خواب بیدار و با هوایی مه‌آلود و بارانی مواجه شدیم. نه‌تنها پایین کوه معلوم نبود، بلکه قله را نیز نمی‌توانستیم ببینیم. زمان خوبی برای گشت‌وگذار در روستای آرتوچ بود. با این حال، حساب مسافت را نکرده بودیم؛ از کمپ ما تا دامنه‌ی کوه، 10 کیلومتر فاصله داشت، به عبارتی مجبور بودیم وسط باران و گل، از یک رودخانه‌ی دردسرساز عبور می‌کردیم و به کمپ که بالاتر از دامنه بود، برمی‌گشتیم. با وجودِ 5٫5 ساعت تلاش و تکاپو، توانستیم با بخشی از زندگی روستایی مردم تاجیک آشنا شویم که در هیچ سایتی نمی‌توانید آن را پیدا کنید. کودکانی که الاغ‌سوای می‌کردند، به دنبال ما آمدند. از کنار زنانی عبور کردیم که لباس سنتی مشکی پوشیده بودند.
آرتوچ حدود 2500 نفر جمعیت دارد و بیش از یک کیلومتر در امتداد جاده‌ی خدمات نفت خام کشیده شده است. خانه‌های چوبی و سیمانی این روستا روی جاده‌ی خاکی و باریکی در بالای رودخانه ساخته شده است. در کمال تعجب، مردم لباس‌های رنگ روشن و تزئین‌شده پوشیده بودند، انگار که می‌خواستند در یک رقص سنتی شرکت کنند؛ هرچند باهودور گفت که امروز یک دختربچه مرده است و آن‌ها آماده‌ی مراسم ختم شده‌اند.
ما روز آخر را برای یک کوهنوردی جذاب دیگر در منطقه نگه داشتیم. «کولیکالن» (Kulikalon) در زبان تاجیکی به‌معنای «دریاچه‌ی بزرگ» است و بزرگ‌تر از دو دریاچه‌ی دیگر اینجا است که با رودخانه‌های آبشاری به یکدیگر متصل می‌شوند و واقعاً بزرگ است. حدود 2٫5 ساعت از تپه‌های متعدد بالا رفتیم تا بالاخره به چمنزار مسطحی رسیدیم و دریاچه‌ی بزرگ را دیدیم. صعود به این ارتفاع و تماشای چشم‌انداز آن در هوای آفتابی 21 درجه، جان تازه‌ای به پاهای خسته‌ام بخشید. دریاچه‌ای شفاف و سبزرنگ که برای چند صد متر در مقابل و فراتر از آن تا لبه‌ی کوه‌های عظیم و پوشیده از برف امتداد یافته و پس‌زمینه‌ی زمستانی و سفید زیبایی را به وجود آورده بود. روی سنگی در لبه‌ی دریاچه ایستادم، دست‌هایم را باز کردم و گفتم بله، زندگی همین چیزها است. سفرکردن و مشاهده‌ی جاهایی فراتر از شهرهای بزرگ، همین است. باهودور که ناامید شده بود، گفت که این دریاچه در فصل تابستان به‌مراتب زیباتر است و متأسفانه برف‌ها هنوز آب نشده‌اند. من پاسخ دادم که عزیز من، نیازی به عذرخواهی نیست. تاجیکستان نسلی از ظلم، هرج‌ومرج و خونریزی را به خود دیده است و با اینکه فقیرترین کشور در اتحاد جماهیر شوروی به حساب می‌آید، اما از بسیاری جهات، بسیار غنی است.
برای سفر به این کشور زیبا و بازدید از طبیعت بی‌نظیرش می‌توانید بهترین و ارزان‌ترین بلیط هواپیما به مقصد تاجیکستان را در کجارو جستجو کرده و تهیه کنید، چراکه جست‌وجوی آسان و تنوع قیمت بلیط‌ها از ده‌ها فروشنده معتبر، به شما این امکان را می‌دهد تا ارزان‌ترین بلیط به مقصد مورنظرتان را پیدا کنید.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

دانستنی‌های نجومی که در مدرسه یاد نگرفتید!

یک فرشته واقعیِ نگهبان در مدرسه

پیش‌بینی وضعیت جوی کشور

جسدی که پس از سوزانده شدن زنده شد!

ماساژ بدن مشتریان با آتش!

تعبیر یک کابوس

روزی که فروغی متن استعفای رضاشاه از سلطنت را در مجلس قرائت کرد

تقویم تاریخ/ بزرگداشت استاد سیدمحمد حسین شهریار؛ روز شعر و ادب فارسی

تفال/ برو به کار خود ای حافظ این چه فریاد است

راز جک سواری جسد سوخته در جاده آسیایی!

پرسش جالب شهید مطهری از مردان طالب همسر دوم!

تو می‌خواهی امام بشوی!

4گوشه دنیا/ تاخیر 11 ساعته پرواز به خاطر گم شدن پاسپورت خلبان

توصیه استاد فاطمی نیا به جوانان

گوناگون/ شگفتی‌های صورتی رنگ زمین!

راز بزرگ اهرامی مشابه که در پنج قاره زمین پراکنده شده‌اند

برخورد وحشتناک هواپیما با خدمه فرودگاه

گوناگون/ اوج هیجان در 100 متر زیر زمین!

4گوشه دنیا/ ناخن 121 سانتی مرد آمریکایی!

داستانک/ مردی که دیر رسید

4گوشه دنیا/ 27 هزار دلار برای زندگی در روستا‌

گوناگون/ فاجعه های طبیعی که باعث زیباتر شدن زمین انجامید!

تصادف دردناک حین انجام حرکات نمایشی با موتور

خیابان‌های بی‌شهید با نوای امیر عباسی

دزدی که اشتباهاً وارد خانه دیگری شد

ادعای روزنامه اسپانیایی درباره بازسازی سفارت آمریکا در ایران در سال 1366 / واکنش صدام و دستور او به وزیر اطلاعات عراق

جلال گفت وقت من کم است و خیلی کارها هست که باید تمام‌شان کنم

روایت همسر و برادر حاج آقا مصطفی خمینی در مورد درگذشت ایشان / «دیدم دست‌های آقا مصطفی بنفش است و لکه‌های بنفش روی سینه‌‌اش وجود دارد»

آخرین ملاقات آیت‌الله طالقانی با سفیر شوروی بود / لحظات آخر زندگی آیت‌الله طالقانی چطور گذشت؟

روزی که سراسر آمریکا و اروپا به حالت آماده‌باش درآمد/ رسانه‌های ایران حادثه 11 سپتامبر را چگونه پوشش دادند؟

عراق چگونه در اواخر دوران جنگ، در رسانه‌های بین‌المللی سعی می‌کرد ایران را مقصر جلوه دهد؟

«دل آقای طالقانی در زندان از مجاهدین خلق خون بود»

در نخستین جلسه مجلس خبرگان قانون اساسی بعد از رحلت آیت‌الله طالقانی چه گذشت؟

تاراج سیستان زیر سایه شاهنشاه!

آیا امام با اعدام هویدا مخالف بودند؟

روایت کمال خرازی از وزارت خارجه دوران اصلاحات / داستان «باند نیویورک» از کجا نشات می گیرد؟ / وقتی چپها می خواستند به «ظریف» ضربه بزنند

کودک پناهجویی که رئیس جمهور شد

«پلنگ» خاندان پهلوی از نگاه فرانسوی‌ها چه کسی بود؟ / اشرف: از 3 فرزندم، فقط یکی شان فارسی می‌داند! / مصدق می‌خواست دیکتاتور ایران شود

حمله یک شترمرغ فراری به روستاییان چینی

منتخبی از ساختمانهای رنگین کمانی با روکش پارچه ای!

یک سال اقامت در بوداپست به روایت تصویر

دسرهای خوشمزه ای که مینیاتوری هستند

شانس آورد که نرفت زیر کامیون!

جایی که هر گردشگری آرزوی دیدن آن را دارد!

پیرزن 94 ساله روی بدنش خالکوبی کرد!

عاقبت سبقت گرفتن در پیچ جاده!

منظور از "خیرالبریه" چه کسانی هستند؟

نجات یک پلنگ از غرق شدن

اتفاق عجیبی که بعد از تصادف رخ داد

مسابقه عبور از موانع با ماشین اسباب بازی در روسیه