آریا بانو

آخرين مطالب

خواستگاری در بیمارستان! اجتماعي

خواستگاری در بیمارستان!

  بزرگنمايي:

آریا بانو -
خواستگاری در بیمارستان!
k ٤٨
١٨
خراسان / در یکی از روزهایی که همسرم را تعقیب می‌کردم ناگهان برای چندمین بار زن غریبه‌ای را دیدم که با همسرم ارتباط داشت در آن لحظه طوری صبر و تحملم را از دست دادم که با میله آهنی محکم به سر آن زن کوبیدم.
زن 41 ساله‌ای که به اتهام ضرب و جرح عمدی و نپرداختن نفقه از همسرش شکایت کرده بود با بیان این که با دست خودم حاصل یک عمر تلاش و جوانی ام را به دست زنی مرموز سپردم درباره قصه زندگی اش به مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد گفت: از سال‌ها قبل در حاشیه شهر مشهد ساکن شدیم من هم که در مقطع ابتدایی ترک تحصیل کرده بودم به امور خانه داری پرداختم تا این که 21 سال قبل «ولی» به خواستگاری‌ام آمد.
او جوانی بیکار بود که خدمت سربازی اش را به پایان رسانده و از جیب پدرش روزگار خود را سپری می‌کرد. بعد از ازدواج همسرم مجبور شد برای تامین مخارج زندگی به کارگری روی آورد من هم با قناعت در زندگی همه تلاشم را به کار گرفتم تا زندگی مشترک مان سروسامان یابد. خلاصه در حالی که اولین دخترم به دنیا آمده بود همسرم گواهی نامه رانندگی گرفت و بعد از آن با قناعت‌های زیاد، گرفتن وام و فروش حلقه نامزدی ام یک خودروی پراید دست دوم خریدیم تا شوهرم بتواند با مسافرکشی رونقی به زندگی مان بدهد.
روزی که خروس مقابل چرخ‌های خودرو قربانی کردیم از خوشحالی در پوست خودم نمی‌گنجیدم به همین دلیل سعی می‌کردم ذره ذره مبالغی را از هزینه‌های زندگی پس انداز کنم تا هر بار لوازمی از ضروریات زندگی را بخرم و بدین ترتیب آشیانه‌ای ساختم تا به همراه سه دخترم در زیر چتر خانواده روزگار شیرینی را سپری کنیم.
اما بدبختی‌های من از روزی آغاز شد که زمزمه‌های دختر زا بودن من از گوشه و کنار به گوشم رسید این حرف‌ها و نیش و کنایه‌ها موجب شده بود تا همسرم نیز به من بی مهری کند در حالی که هر روز شاهد قدکشیدن و بزرگ شدن دخترانم بودم روزی از طریق یکی از دوستانم از موضوعی مطلع شدم که زندگی ام را تکان داد و مرا به روز سیاه نشاند آن روز دوستم از ارتباط «ولی» با یک زن غریبه خبر داد که قصد ازدواج با یکدیگر را دارند باورم نمی‌شد، اما بی مهری‌های همسرم مرا به این ماجرا مشکوک کرده بود به طوری که به تعقیب او می‌پرداختم و مسافرانش را کنترل می‌کردم. بالاخره روزی دریافتم که این ماجرا حقیقت دارد.
خلاصه به هر بدبختی بود از، ولی شکایت کردم و با اسنادی که داشتم رابطه نامتعارف او با زن غریبه را به اثبات رساندم، اما هنوز جلسات رسیدگی به این پرونده ادامه داشت که دوباره وقتی همسرم را تعقیب می‌کردم باز با همان زن غریبه که «صفورا» نام دارد روبه رو شدم. این بار با دیدن آن زن کنترلم را از دست دادم و در حالی که به شدت عصبانی بودم یک میله آهنی را برداشتم و به فرق سر او کوبیدم.
سر آن زن شکست و دچار خون ریزی شد. همسرم بلافاصله او را به بیمارستان رساند، اما او بیهوش بود و با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد از ترس گرفتاری در چنگ قانون و به خاطر اشتباه بزرگی که مرتکب شدم شب‌ها را تا صبح از آن زن در بیمارستان مراقبت می‌کردم تا این که بالاخره به هوش آمد و من از این که قاتل نشده بودم نفس راحتی کشیدم با وجود این «صفورا» قصد شکایت از مرا داشت و من باید به هر طریق ممکن رضایت او را جلب می‌کردم از سوی دیگر نیز «ولی» به او قول داد در قبال شکایت نکردن از من با او ازدواج خواهد کرد من هم که فکر می‌کردم این یک عقد موقت است و صفورا مدتی بعد به دنبال سرنوشت خودش می‌رود سکوت کردم، اما این یک خیال باطل بود چرا که آن زن مرموز و همسرم از قبل این نقشه زیرکانه را طرح کرده بودند و همسرم او را به عقد دایم خودش درآورده بود. او ادعا می‌کرد من دخترزا هستم و صفورا برایش پسری به دنیا آورده است.
حالا هم در حالی 9 سال از آن ماجرا می‌گذرد که نیش و کنایه‌های هوویم پایانی ندارد و همسرم نیز با نپرداختن مهریه و نفقه چنان زندگی را بر من تنگ کرده است که مجبور شوم از او طلاق بگیرم او حتی با کتک کاری‌های شدید روزگارم را سیاه کرده است به طوری که تصمیم گرفتم برای گرفتن حضانت دخترم و نپرداختن مخارج زندگی از او شکایت کنم تا ... شایان ذکر است به دستور سروان مسلم مختاری فر (جانشین کلانتری پنجتن) این پرونده در دایره مددکاری اجتماعی مورد رسیدگی قرار گرفت.


نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

بلبرینگ قلابی هم رسید!

اظهارات متناقض مسئولین شهری تهران برسر ماجرای حذف نام شهدا

تماشاچیان دربی حتما ببینند

موج سرما به‌ ‌کشور وارد می‌شود؛ کاهش دما تا 15 درجه

معجزه ای در وسط یک انفجار مهیب!

پز دادن‌های دانشجوی قلابی؛ چه کنم، عشق دندان‌پزشکی‌ام!

خاطرات تکان‌دهنده دختر فراری از خانه جهنمی «ننه لیلا»؛ پیرزن گفت مرا با آرایش غلیظ برای مهمانان مخصوص آماده کنند!

رازگشایی از جسد سوخته خانم پرستار در پایتخت

طلاق برای سگ

کتاب های کمک درسی قانونی است و یا غیر قانونی؟

وضعیت اتوبوس در ایام اربعین حسینی چگونه است؟

قاتل به ارتباط کثیف اعتراف کرد!

10 نکته مفید آموزشی برای دانش‌آموزان

آموزش شمع سازی برای دخترخانم ها

سه ایستگاه مترو تهران شنبه تعطیل است

قول‌های وزیر آموزش و پرورش درباره مدارس دولتی

نهمین زنگ "دانش آموز شهید" را "حناچی" زد

ممنوعیت تعویض قطعات اصلی خودرو بدون مجوز پلیس

اجتماع بزرگ عاشقان اربعین حسینی برگزار شد

دزدی عجیب و غریب!

ماجرای جسد ریش‌پروفسوری!

کاشت نعناع در گلدان یا باغچه

آموزش گلیم بافی، هنری جذاب و سنتی

سوتی در مانور!

حناچی: دفاع مقدس باید چراغ راه آینده باشد

در "شهر صدرا شیراز" چه خبر است؟

"شمر" عصبانی دستگیر و روانه زندان شد

دانشجویان امیرکبیر به داد بیماران سکته مغزی آمدند

نخستین زن وزنه‌بردار ایرانی در مسابقات قهرمانی جهان

چطور بچه ها را برای شروع مدارس آماده کنیم؟

روش های پخت مربای زردآلو

نامه اعتراف سارق به یک جنایت

بنیاد برکت به داد 250 هزار دانش آموز در لرستان رسید

دستگیری عامل سلاخی حیوانات وحشی در فضای مجازی

حیوان آزاری عجیب مقابل دوربین

توصیه‌های پلیس درمورد سرویس مدارس

شنیونی زیبا برای مجالس دورهمی

طرز تهیه 2 نوع سیر ترشی

کشف راکت جنگی در حاشیه دزفول

بخشنامه شهردار تهران درباره ماجرای حذف نام شهدا

آماده‌سازی 58 گیت‌ کنترل گذرنامه در مرز خسروی

شاخ سارقان مسلح طلافروشی شکسته شد

مدل های جدید بستن بند کفش

زوار اربعین از گذرنامه معتبر فراموش نکنند

انفجار عجیب و مهیب در ترکیه

انتقاد از پاکت برخی مداحان

پاسخ معاون دانشگاه شهید بهشتی به مدعیان خرید صندلی

مسافربرنماهای زورگیر دستگیر شدند

اقدام جالب دختربچه کرمانی در واکنش به حذف نام شهید

نحوه پرداخت خلافی خودرو به صورت اقساط!