آریا بانو

آخرين مطالب

ازدواج سنتي هنوز جواب مي‌دهد؟! گفتگو

ازدواج سنتي هنوز جواب مي‌دهد؟!

  بزرگنمايي:

بانو نيوز -

هفته نامه کرگدن/ آسيب شناسي ازدواج در گفت و گو با نصرالله پورجوادي؛ پرسش اصلي اين است: وقتي همه چيز جامعه تغيير کرده است آيا شکل ازدواج سنتي هنوز مي تواند پاسخگوي نياز انسان امروز باشد؟
اين روزها درباره ازدواج حرف ها زيادي شنيده مي شود مسئولين و مومنين راه حل بسياري از معضلات اجتماعي- اعتقادي را ازدواج مي دانند و همواره در سخنراني ها و قانون گذاري ها و مديريتشان سعي مي کنند موانع مادي و معنوي را از سر راه ازدواج بردارند، مزدوج شدن جوانان را تسهيل کنند و تمهيداتي بينديشند که قبل از اين که دختر و پسرها به گناه آلوده شوند، طيب و طاهر و حلال عروسي کنند و به خانه بخت برود.
در عمل اما ازدواج به امري پيچيده بدل شده و در مسرش گرفتار گره هاي کوري شده که بازکردنشان ساده نيست. بالا رفتن آمار طلاق، رضايتمند نبودن اکثر زوج ها، بالارفتن سن ازدواج، پرهيز از بچه دارشدن و مسائلي از اين دست، زنگ خطري است که ما را وا مي دارد تا قدري توقف کنيم و بر سر اصل و فرعي ازدواج بحث کنيم.
بعضي از روانشناس ها و جامعه شناس ها- حتي آن ها که گرايش هاي شديد مذهبي و معنوي دارند- به اين جا رسيده اند که بايد تامل کرد و امر ازدواج را در روزگار کنوني مورد مطالعه قرار داد... البته جامعه منتظر انديشمندان و روشنفکران نمي نشيند تا راه جلوي پايش بگذارند. جامعه مسيرش را مي پيمايد و کار خودش را مي کند. آنچه ما مي کنيم و در پي آنيم، آگاه شدن از وضع موجود، تبيين مسير جامعه و در نهايت اصلاح بعضي ساختارهايي است که به دليل کهنگي و فرسودگي، نيازهاي روزگار مدرن را جواب نمي دهد... خدمت استاد ارجمند جناب آقاي دکتر نصرالله پورجوادي رسيديم و بعد از گفتن مقدمه اي از معضلات اجتماعي، ترويج بي بند و باري هاي اخلاقي، عدم وفاداري و مشکلات حقوقي، فرهنگي، اجتماعي و از اين قبيل، خواهش کرديم به سوالات ما جواب بدهند.
براي شروع بحث پرسيديم آيا مي شود در اصل ازدواج چون و چرا کرد؟
اولا توجه داشته باشيم که ازدواج به هر حال لازم است و نياز هر جامعه براي رشد و تعالي است. يعني در هر جامعه اي زن و مرد به هم نياز دارند و به هر نحوي که مرسوم است، تشکيل خانواده مي دهند و بچه دار مي شوند يا نمي شوند. به هر حال ما هيچ جامعه اي را نمي توانيم پيدا کنيم که در آن ازدواج نباشد. مسئله بر سر مشکلاتي است که ازدواج ممکن است پيش بياورد.
هر جامعه اي مطابق با نيازهاي خود به دنبال شکل خاصي از ازدواج مي رود. تعريف خاصي از رابطه اي که زن و مرد در ازدواج دارند مي کنند و اين رابطه هم در نهايت پاي حقوق زن و مرد را به ميان مي کشد. ما در جامعه اي زندگي مي کرديم که به شکلي سنتي حق و حقوقي براي زن قائل بود و حق و حقوقي هم براي مرد.
زن و مرد داراي حقوق و حقوقي بودند که با نوع جامعه اي که در آن زندگي مي کردند، تناسب داشت. جامعه ما در گذشته جامعه اي کشاورزي بود. در جامعه کشاورزي تقسيم کار به صورتي است که مختص همان جامعه است و با تقسيم کار در جامعه صنعتي فرق دارد. مرد در جامعه کشاورزي وظايف خاصي داشت و زن هم وظايف خاصي. درواقع زماني که تشکيل خانواده مي دادند به شکلي متداول تقسيم کار مي کردند.
في المثل زن در خانه کار مي کرد و مرد بيرون از خانه. مرد که متکفل درآمد و امور معيشت و مالي و اقتصادي خانواده بود، حقوقي داشت و زن که متکفل مالي نبود، حقوق ديگري. مثلا مي گفتند به زن نفقه تعلق مي گيرد و از اين قبيل. اين تقسيم کار و درآمدها به گونه اي بوده و نقششان براي درآمدزايي به گونه اي بوده و عدالت نيز چنين حکم مي کرده که مرد به زن نفقه بدهد، اما حالا شکل و محتواي آن جامعه عوض شده.
طبيعي است که هم حقوق بايد بازنگري شود و هم تقسيم کار و هم خيلي چيزهاي ديگر. خواه يا ناخواه ما ديگر در يک جامعه کشاورزي نيستيم. ما در جامعه اي صنعتي هستيم. و اين يک واقعيت است. جامعه صنعتي يعني اين که ادوات و ابزار توليد در اين جامعه ماشين است، در حالي که در جامعه کشاورزي ابزار توليد ادوات دستي و انساني است.
مثلا ببينيد در گذشته براي درست کردن يک جفت گيوه چند نفر بايد کار مي کردند؟ يکي دست دوزي مي کرد، يکي چرمش را دباغي مي کرد و چندين نفر دست به دست هم مشغول مي شدند تا يک جفت گيوه درست کنند؛ ولي امروزه تمام اين کارها ماشيني شده و توليد کفش با ماشين هاي اتوماتيک صورت مي گيرد و حتي خود کشاورزي هم مکانيزه شده و ماشيني شده و نقش نيروي انساني در آن به حداقل رسيده. ديگر کسي نيست که بيل بزند و آبياري کند، برداشت محصول کند، بلکه همه اين کارها را ادوات ماشيني انجام مي دهند.
در زمان قديم زن در داخل خانه بود و مايحتاج زندگي را تهيه مي کرد؛ ترشي مي انداخت؛ حبوبات را پاک مي کرد، خانه را مرتب و تميز نگه مي داشت و حتي نان مي پخت و کارهاي ديگر.
اين ها همه کارهايي بود که وقتي تقسيم کار مي کردند، به عهده زن مي گذاشتند. و اما در جامعه جديد که تقسيم کار فرق کرده و وظايف زن ها تغيير کرده، حقوق آن ها هم بايد تغيير کند و وقتي حقوق زن در جامعه فرق کرد، تکاليف او هم بايد تغيير کند. زن قبلا در خانه بود و کارهاي خاصي مي کرد، ولي الان در جامعه صنعتي، زن همان کاري را مي کند که مرد در جامعه صنعتي آن را انجام مي دهد. حتي در خيلي از موارد که فکر مي کردند اين کار را مرد فقط مي تواند انجام بدهد، حالا معلوم شده يا به اين نتيجه رسيده اند که زن هم مي تواند آن کار را انجام دهد و چه بسا بهتر از مردان هم از پس انجام آن برآيد.
الان پزشکان در تمامي تخصص ها هم مرد هستند، هم زن. يا در آزمايشگاه ها و ادارات و سازمان ها. حتي امروز ما راننده تاکسي زن داريم که همان کار مرد را مي کند. رانندگي کاميون که به نظر مي رسيد يک کار مردانه است، زنان هم انجامش مي دهند. در يک کارخانه بزرگ زن ها و مردها دوشادوش هم کار مي کنند. ممکن است در يک کارخانه مرد کار طراحي را انجام بدهد، اما زني بتواند از او هم بهتر طراحي کند. منظورم اين است که جامعه عوض شده و همان کارهايي را ه قبلا مردان انجام مي دادند، امروزه زن ها هم مي توانند انجام بدهند و از عهده آن بربيايند.
تقسيم کار عوض شده و زن و مرد هر دو با هم صبح بيدار مي شوند، با هم از خانه بيرون مي زنند و وارد محيط هاي کار در جامعه مي شوند. حتي شکل بچه داري هم عوض شده. قبلا وظيفه زن ها بود که بچه را نگه دارند، اما حالا به گونه اي ديگر از بچه نگهداري مي کنند. خانواده شکلش عوض شده و حقوق زن و مرد و خانواده هم عوض شده اند.
کار و شغل و نقش زن و مرد در اقتصاد عوض شده است. الان ما خانواده اي داريم که مثلا نيمي از سال را مرد بيکار است و زن امور مالي خانواده را برعهده دارد. پس در اين زمان حقوق زن و مرد هم بايد عوض شود و وقتي جامعه به اين صورت باشد، در داخل خانه هم تاثير دارد و در ازدواج و حقوق طرفين هم تاثير دارد.
اين جا آيا ما با مباحث اعتقادي سر و کار نداريم؟ آيا باورهاي عقيدتي نيستند که تکاليف و حقوق را معلوم مي کنند؟
به نظر من ازدواج در اسلام به مراتب بهتر از ازدواج در يهوديت و مسيحيت است. شما در نظر بگيريد زماني که يک مرد کاتوليک و يک زن کاتوليک مي خواهند در آيين مسيحيت با هم ازدواج کنند، اين ها براي ازدواج نياز دارند به يک کشيش و بعد اين کشيش مي گويد ازدواج يک امر مقدس است و اين شخص روحاني از جانب خود اين وصلت را به وجود مي آورد. زماني که کلمه مقدس آورده مي شود، يعني کار خداست، لذا کشيش هم به نوعي مقدس شمرده مي شود و او چنين وانمود مي کند که از جانب خدا دارد اين کار را مي کند؛ اما در اسلام مي گويند ازدواج سنت پيامبر است و نمي گويند اين يک امر الهي و مقدس بين دو نفر است.
به نظر من اين ازدواجي که در اسلام رسوم شده، بيشتر يک قرارداد اقتصادي و حقوقي است. درواقع اسلام به ازدواج متداول آن روزگار يک شکل حقوقي داده که بعدا زن و مرد و به خصوص زن ها بتوانند احقاق حق کنند. حرف من هم اين است که مي گويم چون جامعه عوض شده، اين قرارداد حقوقي و اقتصادي هم بايد متناسب با جامعه عوض شود.
ولي حافظان سنت به اصولي استناد مي کنند که از ديد آن ها لايتغير است. مثلا بحث تبعيت زن از مرد را يک اصل بديهي و فرازماني فرض مي گيرند که نمي توان تغييرش داد.
اين سلسله مراتب جنسيتي متعلق به جامعه اي بوده که خوب يا بد، امروز از بين رفته است. قبلا مرد نان آور بود و با رفتن به بازار يا جاليز اقتصاد خانواده را تامين مي کرد. زن هم خانه دار بود و امور خانه را مديريت مي کرد؛ اما امروز همه اين چيزها عوض شده. الان شما خانواده اي مي بينيد که في المثل مرد بيکار است و زن پزشک است و شاغل. در اين حالت آيا يکي به ديگري برتري دارد؟ اين معيار برتري متعلق به جامعه ديگر است. در جامعه ما امروز حالاتي هست که زن را بايد بهتر از مرد دانست.
من متوجه فرمايش شما هستم، ولي فکر مي کنم بحث بيشتر از آن که به اقتضائات زمان مربوط باشد، به عقايد مربوط است. مثلا چيزي که درباره زن ناشزه مي گويند خيلي تابع زمان و تغييرات اجتماعي نيست.
بله، متوجه منظور شما هستم. براي همين هم الان نشسته ايم و داريم بحث مي کنيم. ما بايد بپذيريم که اين ها عوض شده اند و براي زن بايد حقوق ديگري در نظر بگيريم.
اصلا تعريف ما از جايگاه زن و مقام و منزلت زن عوض شده. خيلي از بزرگان قديم به زن طور ديگري نگاه مي کردند و او ار تکامل نيافته فرض مي گرفتند. حتي از فلاسفه متاخر هم نقل کرده اند که زن موجودي است بين انسان و حيوان و اين حرف که امروزه از نظر فلسفي و علمي باطل است و اصلا حرف متحجرانه و عقب افتاده تلقي مي شود، يک زماني مورد پذيرش خيلي ها بود؛ ولي ما از اين نوع تلقي ها عبور کرده ايم. ما ان ها را پشت سر گذاشته ايم. حالا نگاه ديگري به زن در جامعه حکمفرماست. آن هايي که ذهنيت و تفکرشان نسبتي با جامعه جديد ندارد، بايد تجديدنظر کنند و فکرشان را اصلاح کنند.
نصفي از جمعيت اين جامعه ما زنان هستند. همان سنتي هايي که اين حرف را مي زنند، قطعا خودشان دختر و همسر دارند و همان دخترانشان امروز در جامعه دنبال حق و حقوق خود هستند. امروز زن ها در جامعه ما قدرتمند شده اندو ارگ فشار بياوريد، آن ها هم شماها را پس مي زنند و اين فشارها باعث مي شود که همه چيز در جامعه به هم بريزد.
چيزي پيچيده اي در اين جا وجود ندارد. زن ها مي خواهند حقوقي متناسب با وضع جديد خود در جامعه داشته باشند و اين حقوق را ما نمي توانيم از ايشان دريغ کنيم. زنان قدرت دارند و انصافا هم حق با زنان است و ما نمي توانيم براساس ذهنيتي که متعلق به قديم و جامعه اي است که دوره اش سپري شده، تصميم بگيريم.
باز هم من عرضم را تکرار مي کنم. با تاکيد بر اين که «بايد عوض شود»، چيزي عوض نمي شود. ذهنيت هم چيزي نيست که به راحتي عوض شود. ما بايد انسان شناسي مان عوض شود، عقايدمان اصلاح شود تا بالاخره به اصلاح حقوق برسيم.
چند چيز را بايد از هم تفکيک کنيم؛ اولي شناخت واقعيت ها و شناخت مسئله، بعد راه حل براي مسئله و سوم اجراي آن ها.
الان بحث من مورد اول و دوم است. اگر ما با زور و فشار چيزي را بر زنان تحميل کنيم، نتيجه آن چه خواهدشد؟ ترديد نکنيد که ما روز به روز فحشاي بيشتري خواهيم داشت، اعتياد بيشتري خواهيم داشت و گسيختگي خانواده ها بيشتر خواهدشد و انواع و اقسام مشکلات روابط نامشروع و غيرقانوني و همه اين ها تراشيده اين است که ما از طريق نامعقول و غيرمنطقي مسائل را حل کنيم.
پس ما بايد شکل ازدواج را هم تغيير دهيم؟
من مي گويم بله؛ چون جامعه ما با شکل جامعه قبل فرق کرده است. حقوق زن چيزهاي ديگري شده که در قديم نبود و نگاه ما به زن بايد عوض بشود و کيفيت ازدواج هم بايد دگرگون شود و اين دگرگوني را مي توانيم در داخل قوانين اسلامي خودمان تعريف کنيم و تحول ايجاد کنيم. مثلا کسي که ازدواج کرده و براي بار دوم مي خواهد زن بگيرد، بايد از همسر اولش اجازه بگيرد و اين نوع حق و حقوق براي زن اول است و يکي از مقتضيات تساوي حقوق زن و مرد.
اين تحول و ارتقا دادن سطح بسيار خوب است و يک قدم پيشرفت به حساب مي آيد. الان ازدواج يک نهاد تشکيل خانواده است و ازدواج موقت در جامعه رخ مي دهد، بدون اين که از آن اسمي به ميان بياورند. در حالي که به نظر من ازدواج موقت يک نهاد کارآمد است.
جامعه گذشته مسائل را مي توانسته با ازدواج موقت حل کند، ولي الان در جامعه امروز ازدواج موقت تقبيح شده و بار منفي پيدا کرده و اين به اين دليل است که ما ازدواج موقت را به نوعي تقليل داده ايم به ازدواج يک شبه. در صورتي که ازدواج موقت خودش مي تواند انواع و اقسامي داشته باشد. شما وقتي ازدواج موقت را تقليل داديد به ازدواج يک شبه، نه مسائل گذشته را با آن مي توانيد حل کنيد و نه مسائل و مشکلات جديدي را که پيدا شده.
انقلاب که شد، يکي از مسائل فرهنگي ما در داخل کشور مسئله ازدواج بود و مسئله ازدواج جوانان را بايد حل مي کرديم. الان نزديک به چهل سال است که مشکلات ازدواج حل نشده، جوانان مشکلات خود را به نحوي ديگر حل مي کنند. آن نهادي که قبلا بوده و حلال مشکلاتي بوده، الان خودش تبديل به مسئله شده و کار را سخت کرده است.
ازدواج موقت حتما اشکالاتي داشته که به لحاظ فرهنگي جا نيفتاده و تبديل به امر مذموم شده. ما مي توانيم آن اشکالات را شناسايي کنيم و از سر راه برداريم. به نظرم اگر در ازدواج موقت تغييراتي ايجاد کنيم، مي توانيم پاره اي از مشکلات را با آن حل کنيم.
مهم ترين مسئله مربوط به حقوق زن است؛ حقوقي که در جامعه جديد به زن تعلق مي گيرد، بايد در ازدواج محترم شمرده شود. قبلا به زن اجحاف مي کردند و کسي هم معترض نمي شد، اما امروز بحث حقوق جدي است و حتما بايد مد نظر قرار گيرد.
چه حقوق ديگري در ازدواج موقت بايد به زن داده شود؟
ما اسما دو نوع ازدواج داريم؛ يکي ازدواج دائم و ديگري ازدواج موقت که به آن صيغه مي گويند. فرق ميان اين دو نوع يکي در زمان يا در مدت آن هاست و ديگري در مورد حقوقي است که در هر يک از آن ها براي زن قائل مي شوند. در مورد فرق اول، يعني مدت ازدواج بايد درنظر داشت که ازدواج دائم زياد هم دائم نيست. وقتي بيش از پنجاه درصد ازدواج هاي دائم بعد از دو، سه سال يا پنج، شش سال به طلاق مي انجامد، پس ازدواج دائم چندان هم دائم نيست.
از طرف ديگر ازدواج موقت هم لزوما زياد موقت (به معني زودگذر و ناپايدار) نيست. ازدواج هاي موقت ممکن است حتي بيش از عمر زن و مرد باشد. ازدواج موقت 99 ساله يعني چه؟ حتي ازدواج موقتي که ده سال باشد و هر ده سال هم زن و مرد با هم باشند و بعد هم آنرا تمديد کند، چه فرقي با ازدواج دائم دارد؟
ما بايد ميان ازدواج موقت زودگذر، مثلا يک شبه يا يک ماهه، با ازدواج موقت ديرپا مثل صيغه پنج يا ده يا بيست ساله فرق بگذاريم. اصلا به نظر من ازدواج موقت اگر بيش از يک ماه بود و مثلا يک سال يا دو سال يا بيشتر بود و چند بار هم تمديد شد، بايد به اسم ديگري خوانده شود و حقوق زن و مرد هم نسبت به هم فرق کند.
اساس به نظر من آنچه ازدواج موقت را بدنام کرده است، تضييع حقوق زن در اين نوع ازدواج است. شما وقتي با زني فقط براي سکس آن هم چند ساعت يا يکي و دو روز صيغه مي خوانيد، ديگر اسمش را نمي توانيد ازدواج بگذاريد. اين صيغه است. درست است که شما شرط مي کنيد و حق زن را هم مي پردازيد، ولي مشکل اين جاست که شأن زن را پايين مي آوريد و اين مشکلي است که هم اکنون در مورد صيغه وجود دارد. شأن زن را نبايد پايين آورد. اگر شما مدت ازدواج موقت را بالا برديد و زن را درست مانند همسري که حقوق و شأنش حفظ شده است، در نظر گرفتيد و به نحوي با او زندگي کرديد، نه فقط از او کامجويي کرده باشيد، در آن صورت ازدواج موقت نه تنها نهاد بدي نيست، بلکه مي تواند کارآمد و راهگشا باشد.
بنابراين ما بايد حالت يا حالت هايي داشته باشيم که زن و مرد با هم ازدواج کرده اند و حتي مدت هم تعيين کرده اند، ولي حقوق طرفين به خصوص حقوق زن حفظ شده است و تعيين درواقع براي هر دو طرف تسهيل ايجاد کرده باشد، نه بي آبرويي و تضييع حقوق براي هر يک از طرفين، به خصوص براي زن.
درواقع شما مي فرماييد که ما مي توانيم اشکال و انواع ديگر ازدواج را متناسب با نياز جامعه مطرح کنيم.
چه اشکالي دارد ما چند نوع ازدواج داشته باشيم؟ در تمامي آن ها حقوق زن که مهم ترين چيز است بايد رعايت شود. يکي از مشکلاتي که در ازدواج موقت است، اين است که زن ارث نمي برد. چرا در ازدواج موقت ديرپا نبايد ارث ببرد؟ چرا حقوق مرد را پس از فوت به زني که با او سال ها زندگي کرده (به اسم ازدواج موقت) نمي دهند؟ اگر دو نفر ده سال ازدواج کردند و يک شان بعد از پنج سال مرد، چرا طرف مقابل نبايد ارث ببرد؟ به هر حال اين ها چند سال با هم زندگي کرده اند و زن و شوهر بوده اند. حتي خيلي از ازدواج هاي موقت 99 ساله اند. در اين موارد چرا زن را از اين حق محروم مي کنند؟
به نظر من براي زن بايد حق و حقوق زيادتري بگذارند و تسهيلات فراهم شود تا دو نفر راحت بتوانند با هم زندگي کنند و ذهنيت هاي قديمي پدر و مادرها بايد عوض شود. بايد خودشان اجازه دهند فرزندانشان راحت تر همسرشان را انتخاب کنند و زندگي کنند، با شرايطي که با وضع آن ها منطبق است. مثلا دو نفر مي خواهند با هم ازدواج کنند، ولي مرد در هر هفته يک بار مي تواند بيايد نزد همسرش يا دو نفر مي خواهند با اخلاق هم آشنا شوند و مدتي موقتا با هم زندگي کنند.
ما بايد بپذيريم که روابط زن و مرد در جامعه جديد عوض شده و لازم است متناسب با آن ها نوع ازدواج و حقوقي که طرفين بايد در نظر بگيرند، تغيير کند. الان نسل امروز چيزهايي مي گويند که حتي محال بود نسل قديم چنين چيزهايي را قبول کنند. اتفاقا در گذشته خيلي راحت تر چيزهايي را مي پذيرفتند، الان ما يک مقداري اخلاقمان تحت تاثير معيارهاي غربي قرار گرفته است. به هر حال ازدواج الزاما نبايد شکل سنتي داشته باشد و مي تواند شکل هاي ديگري داشته باشد و متناسب با جامعه امروز گسترش يابد.
آيا شما مي گوييد ما چيزهاي گذشته را کنار بگذاريم و روي به آن چيزهاي جديد بياوريم؟
نه؛ در گذشته ما چيزهايي داشتيم که الان برايمان خنده دار است، ولي توجه نداريم که آن چيزها راه حل هايي بوده براي مسائل جامعه قديم. يکي از آن ها صيغه يا ازدواج موقت بوده که ذکر کرديم. يکي ديگر محلل است. محلل درواقع يک راه حل بوده، ولي ما با آن برخورد بد کرديم و ذهنيت منفي عليه آن ساختيم. بحث شخصي نيست. من هم شخصا از محلل خوشم نمي آيد؛ ولي يادمان باشد اين يک راه حل بوده براي مسئله اي پيچيده. شما مي توانيد زن و مردي را فرض کنيد که با هم ازدواج کرده اند و بعد از پنج يا شش سال مي خواهند با هم نباشند، به طور موقت با هم نباشند، مثلا براي دو سال. چرا نبايد اين ها از ازدواج موقت ديگري استفاده کنند، البته با ضوابط و شرايطي.
من مي خواهم بگويم که در گذشته جامعه مسائلي داشته و راه حل هايي براي آن مسائل هم ابداع کرده، اما رفت رفته وضع عوض شده و آن راه حل ها ديگر مناسب وضع موجود نيست و حتي در چشم ما خوار شده است. صيغه هم همين بلا سرش آمده، طوريکه طرح آن در جامعه عکس العمل منفي در پي دارد. صيغه يک راه حل مناسب براي مسائل جامعه بوده.
اگر در جامعه امروز ما مشکلات و مسائل ديگري داريم، اما راه حلش را نداريم، بگرديم و پيدا کنيم و از گذشته هم بياموزيم.
نه اين که آن ها را تحقير کنيم. راه حل هاي شرعي را نبايد مسخره کرد. راه حل هاي شرعي يعني راه حل هاي قانوني. قانون براي حفظ حقوق وضع مي شود. اگر قانوني امروز نمي تواند حقوق افراد را حفظ کند، دليل بر اين نيست که در گذشته هم نمي توانسته است. ما بايد از گذشته چيز بياموزيم. ياد بگيريم پيشينيان چگونه مسائل خود را حل مي کردند. اگر ما قبل از هر چيز بياييم ارزش داوري کنيم و گذشته را مسخره کنيم، نمي توانيم از آن چيزي بياموزيم.
٠ ٠





نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield

ساير مطالب

شکوفه اسفندیاری: بخش دولتی کمک کرد حوزه مد و لباس از سردرگمی خارج شود / بزرگترین معضل ما فارغ‌التحصیلان بدون مهارت است

صالحی: بخشی از حیات فرهنگ عمومی، مدیون هنر "تعزیه" است

زندگی دوباره فرش‌ها پس از انهدام / روایت بیژن قاسمی‌نژاد از نمایشگاه "بود و تار" در گالری پروژه‌های آران

ردپای اعتیاد در نیمی از دادخواست های طلاق مشاهده می شود

والدین «تک‌فرزند»ها بخوانند

ویژگی‌های کودکان تیزهوش

امیر کریمی: شرایط امروز موسیقی پاپ بسیار نابسامان است / هیچ مطالبه‌ای از هیچ فرد یا نهادی ندارم

نباید از پا نشست و صحنه عاشقی هنر را رها کرد / چکناوریان، مرادی، کیایی و رستگاری از مشکلات هنرمندان پیشکسوت می‌گویند

ازدواج های زودهنگام و پیامدهای اجتماعی آن

مدیر شبکه سه: "ماه عسل" دو برابر برنامه "نود" مخاطب دارد / "هفت" با اجرای بهروز افخمی روی آنتن می‌رود / بازیگر نباید بتواند پایان یک سریال را عوض کند

مجید مظفری: اطلاعی از ورود پول‌های کثیف به سینما ندارم/ هزینه تولید یک فیلم در سینمای ایران به‌طور متوسط 3 میلیارد تومان است

تنها ثروتم آرشیو کاملی از دهه 20 تاکنون است / هیچ فردی در جهان به‌اندازه من در زمینه صدابرداری و صداگذاری فعالیت نداشته / روایت اسحاق خانزادی از همکاری با شهیدثالث، لاموریس، بیضایی و ضبط شعار "مرگ بر شاه" در تهران

مهدی صبایی: متأسفم که به فیلم "ماهورا" توجه نشد

حسین عالم‌بخش: "خاتون" در عرصه تئاتر حرفه‌ای عرض اندام می‌کند

نبوی: ما در سینمای ایران با خلأ جدی موضوع پژوهش روبرو هستیم

وضعیت ترجمه آثار نمایشی به سامان نیست / گروه‌ تئاتری در حوزه دینی و ارزشی شکل نگرفت / روایت داود دانشور از دنیای ترجمه تا مشکلات تئاتر دینی

برنامه‌های نوین دولت برای تغذیه و پیشگیری از بیماریها/ بهبود شرایط بهداشتی سلامت زنان ایران

تنبیه مجرمان کوچک، آزادی مجرمان بزرگ

حسین زمان: راه سختی در پیش دارم / هنوز ته ذهن خیلی‌ها مانده‌ام

رمضانی: مدل آستین‌ها و یقه لباس‌های بانوان به دهه 1360 بازگشته است

نادر مشایخی: به موسیقی کلاسیک کمتر توجه می‌شود

چرا کوله پشتی کمتر از کیف به کمر آسیب می‌زند

چرا باید ورم دست را جدی گرفت

علمشاهی: خواننده‌های پاپ باید حرفی برای گفتن داشته باشند

غفلت ؛ چهره پنهان و مخوف کودک آزاری

یک روان‌شناس: اضطراب جدایی، دلیل اصلی مدرسه‌هراسی کودکان است

آسیب‌های فضای مجازی؛ زنگ خطر پیش‌روی ارتباطات انسانی

بیماران قلبی بخوانند

کودکان کار، اصلی‌ترین قربانیان خشونت اقتصادی

چگونه کودکان و نوجوانان را در برابر مشکلات و بحران‌ها واکسینه کنیم؟

پایان هزار و یک مشکل

علیرضا خمسه: این یک کوچ زودهنگام بود

ابتکار: دولت از ورزش معلولان حمایت می کند

ابوالفضل شاهی: آزادی جزئی از ماهیت هنر تجسمی است / متریال‌های منسوخ شده را دوباره زنده می‌کنم

صدیقه پا‌ک‌بین: بخش علمی دانشگاهی در جشنواره مد و لباس فجر مستقل شد / برپایی استارت‌آپ‌ها در هشتمین گام

داریوش اسکویی: مخاطبان انیمیشن کوتاه باید گسترده‌تر شوند

شرحی مدرن بر انسان تنهای امروزی / روایت مریم برزگر از نمایش "تهوع"

خواب موبایلی چیست

آنچه که سیستم آموزشی ایران ندارد...

ژن خوب بهانه تنبل‌هاست / تاریخ مملو از معلول‌های موفق است

کنجکاوی؛ مهمترین دلیل گرایش به مواد مخدر

علت گرایش کودکان به شخصیت‌های بازی‌های رایانه‌ای چیست؟

انتقاد «بیژن بیرنگ» از اسپانسرمحور شدن برنامه‌های تلویزیونی: تلویزیون برنامه‌ساز نیست

حذف مهریه با وضع قانون، پایمال کردن حقوق زنان است

حتی سلبریتی‌های عرصه موسیقی هم مشکل جذب اسپانسر دارند / گفت‌وگو با امین غفاری نوازنده ویولن

درناز حاجیها: جشنواره فیلم کوتاه تهران به جدی گرفته شدن فیلمسازان این عرصه کمک می‌کند

6/5 میلیون ایرانی از ابتلای خود به فشار خون بالا بی‌خبرند /بحران مرگ زودرس نیمی از ایرانیان

همه آسیب های اجتماعی اعتیاد و طلاق نیست

صنعت نساجی را از صنعت مد مجزا بدانیم / هنوز با الفبای مد و فشن آشنا نیستیم / گفت‌وگو با تهمینه مولانا و علی انصاریان از "پریمیر ویژن" تا "نساجی امروز"

کمک به مردم 20 روستایی که چیزی برای از دست دادن ندارند